آمار پاتوق شیشه ای - گشایش دل به عالم غیب
پاتوق شیشه ای
وبلاگ شخصی حسن سهرابی ..."وَ أن لَوِ استَقامُوا عَلَی الطَّریقَةِ لَأسقَیناهُم ماءً غَدَقاً"
نگارش در تاريخ Mon 15 Sep 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

bijade.com-taghsire paeez
 

 اكسير حيات دو چيز است:عشق وبلا، اين دو،نبوغ مي آفرينندواز مواد افسرده و بي فروغ، گوهرهايي تابناك و درخشان به وجود مي آورند.

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

هـر كه بـرايش مصيبتى بـزرگ پيش آيـد ، مصيبتى را كه از رحلت من به او مى‏رسد ياد كند ؛ در اين صورت مصيبتش بروى آسان خواهد شد .


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Tue 22 Jul 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

قال رسول الله(ص): من اراد ان تستجاب دعوته وان تكشف كربته فليفرج عن معسر.


پيامبر اعظم(ص) فرمود: هر كس مي خواهد دعاي او مستجاب شود و غم و غصه او از بين برود و حاجتش برآورده شود، پس بايد گرفتاري را از گرفتاري نجات دهد

 (گره گشايي از مشكلات ديگران بكند).(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- نهج الفصاحه، ج1، ص 242

نگارش در تاريخ Tue 15 Jul 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
چرا كسی را مسخره می‌كنیم؟ تمسخر


قرآن در باره‌ی دلیل مسخره كردن چند آیه دارد؛
1 – اولین دلیل پول است، برخی چون پول دارند بی پول‌ها را مسخره می‌كنند «وَیْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ الَّذی جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ»(همزه/2-1)، چون مال جمع كرده است و پول دارد نیش می‌زند.
2 - گاهی علم، قرآن می‌فرماید: «فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ»(غافر/83) سواد دارد و بی سواد را مسخره می‌كند كه تو كه سواد نداری حرف نزن و فقط خودش دو كلمه درس خوانده است. پس آقازاده‌ها و دخترخانم‌ها، پیرزن‌های بی سواد را مسخره نكنند، چون اگر چه بی سوادهستند ولی فرهنگ بالایی دارند و یا فكر بلندی دارند.
مثلاً كسی چندین سال پیش در كویر در حالی كه سواد نداشته است وقف كرده كه فلان قنات كه من كنده‌ام آبش برود در فلان آب انبار و قرن‌ها مردم از آبی نوشیدند و تغذیه كردند و گوشت و پوستشان ساخته شد كه صاحب آن سواد هم نداشته است. برای همین ممكن است یك بی سواد به خاطر فكر بلند در تمام خیرات و بركات نسل‌ها و عصرهاشریك باشد و یك انسان با سواد جز باد دماغ چیزی نداشته باشد، پس مسخره نكنیم.
3 - گاهی به خاطر قدرت است.
4 - شكل یعنی خوشگل، زشت را مسخره می‌كند، چون خودش زیباست.
5 - گاهی كینه و بغض است؛ مثلاً كسی خطش خوب است واو می‌گوید: چرا كفش هایت پاره است، چون نمی‌تواند خط خوب او را تحمل كند.
6 - گاهی به خاطر تفریح و گاهی هم به خاطر حسادت است. «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُكَ فِی الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ یَسْخَطُونَ»(یوسف/58) به رسول الله می‌گفتند: پول‌ها را ول خرجی می‌كنی ولی خدا در قرآن می‌فرماید: اگر پولی در دستان او بگذاری دیگر حرفی نمی‌زند. مثلاً می‌گوید: تبعیض است ولی اگر چیزی به او بدهی می‌گوید: خدا سایه‌ی جمهوری اسلامی را از سر ما كم نكند. برای همین قرآن می‌فرماید: خیلی از این‌هایی كه نیش می‌زنند كمبود دارند «فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا» یعنی اگر چیزی به آن‌ها بدهی راضی می‌شوند.
خدا همه‌ی ما را حفظ كند و مواظب باشیم كسی را مسخره نكنیم. گناه مسخره به قدری است كه خدا به پیامبر می‌فرماید: ‌ای رسول خدا اگر هفتاد بار بگویی خدایا او را بیامرز(یعنی كسی كه كسی را مسخره كرده است پیامبر برایش هفتاد بر طلب استغفار كند) باز هم خدا می‌گوید: او را نخواهم بخشید. هر جنایت كاری را خواهم بخشید اگر تو دعا كنی ولی كسی را كه دیگری را مسخره كرده است او را نخواهم بخشید و دعای پیامبر را هم مستجاب نخواهم كرد.
پس خدایا، خودت ما را حفظ كن تا مرتكب این گناه نشویم.

حاجاقا قرائتي

نگارش در تاريخ Thu 26 Jun 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

هفت وادی عرفان وشرح آنها

 

گفتاري از استاد الهی قمشه ای

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قبل  از این که سخنی درباره ی لطایف بسم الله و برکات و ظرائفی که خداوند در این آیه مبارکه قرار داده -سلام بکنم خدمت همه ی دوستان -همه ی دانشجویان .

 نه توانگران ببخشند فقیر ناتوان را       نظری کن ای توانگر که به دیدنت فقیرم
سعدی

تن من فدای جانت، سربنده و آستانت       چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم
سعدی
نصاب حسن در حد کمال است        زکاتم ده که مسکین و فقیرم
حافظ
   قماش هستی ما را به ناز خویش بسوز        که آن زکات لطیفت نصیب مسکین است
دیوان شمس

از بشارتهای حضرت عیسی بر فراز کوه که آنها را The Beatitades می گویند یکی این است که:
خوشا بر احوال مسکینان در روح زیرا ایشان وارث بهشت خواهند شد و مسکینی در روح همان فقرو نیاز و اشتیاق به دیدار پروردگار است.

شما گنج هستید چرا همه پادشاه -همه ثروتمند -ثروتتون چی شما ؟

طلب

من می خوام -هیچ ثروتی بالا تر از من می خوام نیست- من طالبم-  نقد طلب کف دست شماست -تمام ثروت ما اصلا غیر از این نیست

هیچ کس غیر از طلب هیچ ثروتی نداره  -یا ایها الناس انتم الفقرا  -پس این ثروتی که ما می گیم چیه ؟  همان فقر ماست . -

 همین خواستن --من فقیرم - نصاب حسن در حد کمال است        زکاتم ده که مسکین و فقیرم 

 قماش هستی ما را به ناز خویش بسوز        که آن زکات لطیفت نصیب مسکین است

مسکین یعنی چی ؟ یعنی من دستم درازه . لا املک الا دعا   فقط دعا رو بلدم . چیز دیگه ای ندارم . شما چیز دیگه ای داری ؟!

اگر در تمام وجود خودتون بگردید یک ذره ثروت پیدا نمی کنید غیر از خواستن.

شما چیزی ندارید- ما نبودیم و تقاضامان نبود -ما نمی دونیستیم که تقاضا بکنیم -اصلا حتی تقاضا کردن رو ما نداشتیم -طلبم او به ما داد .  

هم طلب از توست هم آن نیکویی             ما کی محبت تویی آخر تویی

ما اصلا نمی دونستیم وقتی می خوایم بیایم اینجا بگیم چشم به ما -بده گوش به ما بده -ما اصلا نمی دونستیم چشم چیه گوش چیه ؟

پس اول اولین ثروتی که به ما دادند طلب بود -که ما را خواهنده کردند -ما را جوینده کردند- ما را مشتاق کردند گفتند که تو بخواه -

چقدر می خوای ؟ شیر می خوای- اول شیر بهت می دیم

بعد به تدریج غذا های دیگه برات فراهم می کنیم

این انگور رو ببین فکر نکن -این همین طوری از خاک بیرون اومده - چون تو قرار بوده بیای- اینو درست مطابق ذائقه ی تو درست کردم -حظ  بکنی- انجیر برات درست کردم -اینارم بخور

همین طور این طلبت زیاد می شه

هر چی طلبت زیاد تر بشه آدم میره جلو تر.

نگارش در تاريخ Wed 25 Jun 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

منظره کلبه بسیار زیبا mazareh ziba

 

عرفا در اعمال انسان دو شرط اساسی را در نظر می گیرند :
1-اخلاص و عشق در عمل
2-نادیده گرفتن عمل


کمی این دو شرط را توضیح می دهیم:

الف:شرط عشق واخلاص
خبرت هر سحر از باد صبا می خواهم
هر شبی خیل خیالت به دعا می خواهم
سینه را بهر وفای تو صفا می جویم
دیده را بهر جمال تو ضیا می خواهم
بر در تو،کم وبیش و بد ونیک ودل وجان
همه بر خاک زدم ،از تو تو را می خواهم(1)


ابن سینا در تحلیل از مسایل عرفانی ،عارف را در برابر عابد و زاهد قرار داده واین سه گروه را بر اساس اهداف مختلف آنان از هم جدا می کند .
خلاصه بیان او آن است که عابد هم دنیا می خواهد وهم آخرت .اما زاهد دست از دنیا کشیده ،فقط جویای آخرت است .

در حالی که عارف نه دنیا
می خواهد ونه آخرت،بلکه طالب یار وعاشق دیدار است      در
ادامه مطلب  .......
پی نوشت:
1-ابیات از ترجمه عوارف المعارف ص 148
2- ابن سینا،الاشارات والتنبیهات نمط نهم

منبع : http://www.askdin.com/thread24180.html


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Wed 25 Jun 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

 

 دختری زیر باران girl kid under rain

درمان معنوی بیماری :

دستوراتی برای شفا از بیماری توسط آیت الله بهجت :

1 – مقدار کمی از خاک پاک مدفن سیدالشهداء را در آب زمزم مخلوط کرده و هفتاد مرتبه سوره « حمد» بر آن بخوانید و در

نوبت های متعدد ، هر روز به بیمار بخورانید تا زمانی که شفا یابد .

2 – به فقیران متعدد ، صدقه بدهید ، گر چه صدقه ای که به هر کدام می دهید ، کم باشد .

3 – روزی هفت بار سوره ی « حمد » را به نیت شفای او بخوانید .

4 – هر کس نزد بیمار می رود ، برای شفایش سوره حمد بخواند .

5 – بیمار را به مشاهد مشرف ( مزار معصومان علیهم السلام ...) ببرید و اگر        نمی تواند ، همین طور نیت و توجه کند که

به آن مشاهد رفته و زیارت کند و همین که به نیت شفا یافتن به آن زیارتگاه ها برود کافی است .

6 – حدیث کساء را مکرراً برای شفای او بخوانید .

7 – گوسفند نذرِ فقیران کنید .

9 – بیمار پس از نماز صبح ، دو رکعت نماز حاجت خوانده و پس از آن سه بار بگوید :

«اَللَّهُمَّ اشْفِنِی بِشفائِکَ وَ داونِی بِدَوائِکَ وَ عافِنِی بِعافِیَتِکَ مِنْ بَلائِکَ فَاِنِّی عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِک » .

خداوندا ! مرا با شفای خودت شفا ده و با درمان خودت ، درمان کن و از گرفتاری ات ، نجات و رهایی بخش !

چرا که من بنده تو و فرزند بنده توام ! و پس از آن ، یک بار بگوید : « بِحُرْمَةِ الاِمامِ الکاظم علیه السلام »

نگارش در تاريخ Wed 28 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

5-25-2014 12-17-01 PM

 

زیارت و توسل و شفاعت اگر در جای خود قرار بگیرد باعث رشد است اما اگر در فهرستِ هندسه معرفتِ دینی، زیات و توسل و شفاعت جای خود نباشد و بیاید جای کل دین را بگیرد این عین بدبختی و فلاکت است و این که عرض کردم عین عبارت امام است.

به گزارش جهان، حسن رحیم‌پور ازغدی بحثی را با عنوان "مطهری و تحجر شیعی" به بررسی آسیب شناسی مناسک دینی می‌پردازد که مشروح این سخنرانی را در ذیل می‌خوانید:

در تشیع، الان هم می بینیید، وقتی می‌خواهند تشیع را معرفی کنند زود می‌روند از توسل، شفاعت و اینها شروع می‌کنند که این اشتباه است؛ یعنی، ما را در توری انداختند. تشیع از توسل و شفاعت شروع نمی شود، بلکه آن از توحید شروع می شود. از نبوت، معاد، عدل و اصول دینش همین ها هستند. بعد سراغ امامت می آید و در مراتب بعد و آن وسط ها یکی توسل، یک زیارت و شفاعت است.

ما به طور انفعالی در دامی افتادیم که تا می خواهیم از آرم تشیع بگوییم همین ها را می گوییم. آنها بیشتر به این نقاط حمله کردند و ما هم فکر می کنیم که باید تشیع را از هم اینجا شروع کنیم. این اولین خطا و اولین آسیب شناسی در مناسک و منبرهای ماست و طرز صحبت با مردم حالا آثاری دارد که من می خواهم به بخشی از این آثار اشاره کنم که ببینیم دارد چه بلایی سرمان در می رود. (چه بلایی سرمان می آید)

........ادامه مطلب
................http://jahannews.com/vdcau6ne649niw1.k5k4.html

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Wed 7 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
مرتضی واعظ جوادی با اشاره به مقام قرب نوافل خاطرنشان کرد: انسانی که به مقام خلافت الهی می‌رسد، هویت انسانی وی دیگر باقی نیست؛ در این جا صیرورت و تحول وجودی شکل می‌گیرد و انسان برتر از فرشته قرار می‌گیرد و انسان تا حدی که صیرورت وجودی پیدا کند به قرب الهی می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، نشست تخصصی «خلافت الهی انسان در قرآن کریم» شب گذشته،

......................


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sat 3 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

 

رفته بودم شهرک زاینده رود -چند کیلومتری اصفهان .باشگاه قدس و یک برکه آب بنام دریاچه لنجان . ما اصفهانیها مثل آب ندیده ها شدیم از بس کف این زاینده رود به ما زل زده و هیچ اتفاقی هم نمی افته حتی اگر بارون بیاد شر شر و خیابونها هم بند بیاد .

 کنار همین برکه پر شده بود از نیزار ...و همین نبود آب باعث شد روی آب فکر کنم .آب و ثروت -آب و علم -آب و معنویت -آب و شهوت -آب و غضب و...

یه جایی آب کمه ...لوله کشی می کنند ...قطره ای می بندند و از همین یه ذره آب چه باغ ها که سیراب نمی شوند ...یه وقت آدم علم کمی داره ولی خروجی عملش بیشتره و به همان عمل می کنه ...یه وقت ثروت آدم کمه ولی با همون قشنگ زندگی می کنه ...و هنر زیبا زندگی کردن و پاک بودن را می فهمه ...یه وقت آدم شهوت داره ...غضب داره ...طمع داره ...خب میره از طریق درستش و اون انباشتگی را هموار می کنه ...یه جوری که به لوله باز کنی و نشت یاب و ترکیدگی لوله محتاج نشه ....

یه وقت هم هست که خیلی آب داریم ...خیلی ثروت ...خیلی علم ...و خیلی انباشتگی هیجانی- اما بلد نیستیم درست لوله کشی کنیم ...بنویسیمش...حرفش را بزنیم یا برای اون هیجان نفس ...یک دوا درمونی  کنیم . لذا همین میشه که نیزار در می یاد ...

مهم داشتن آب زیاد نیست ...مهم اینه که گیلاس باشی و با آب کم -گیلاس بدی اندازه آلوچه...مهم داشتن ثروت زیاد نیست ...مهم اینه که گلابی و سیب باشی و با داشتن کود نه چندان زیاد -سیب و گلابی بدی اندازه یک هندونه  ....مهم داشتن شهوت و غضب زیاد نیست ...مهم اینه که انگور باشی و با داشتن کلی آفت و حشره ...خوب بجنگی و انگور بدی اندازه یک یاقوت ...

مهم خودم و خودتی....این استعداد خدایی که خدا گذاشته تو ارکان وجود ما ...مهم این بودن ماست که قدرش را نداریم و اصلا حواسمون نیست که ای داد بیداد ...۳۷ سال از عمرت رفت .؟؟؟

زنده باد درخت گیلاس ...زنده باد درخت گلابی و زنده باد کل عالم هستی که از من انسان جاهل دنیای  معاصر -زنده تر و با شعورترند ....یا علی

حسن سهرابی

نگارش در تاريخ Sat 3 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

 

خداوند مهربان  در آيات اول سوره ملك مي فرمايد : خلق الموت و الحيات....يعني جنس حيات و مردن نوعي خلق شدن است ...نوعي خلاقيت است ...مرگ هم خلق شده است....اينجا يك نكته خيلي عالي دارد : همانطور كه حيات مرگ دارد و فاني مي شود ....مرگ و موت هم مرگ دارد و فاني شدن دارد ...يعني يك روزي مي آيد كه ملك الموت و اصل مرگ هم مي ميرد و ديگر هميشه زنده بودن وجود خواهد داشت ...در واقع جاودانگي به فناي اصل مرگ و فرشته ملك الموت بر مي گردد.... كل شي هالك الا وجهه ....

به اين جملات استاد علامه جوادي آملي توجه كنيد : آنچه لازم است در این جا توجه شود این است که هرگز مقام فنا قله اوج کمال سالک نخواهد بود، بلکه باید از فنا فانی شد، چنانکه مسئله مرگ ملک الموت  و نیز مرگ اصل موت، که در مواقف قیامت کبرا مطرح است، دو شاهد نیرومند بر فنای فناست؛ زیرا معنای مردن ملک الموت و نیز مردن اصل مرگ، به معنای زوال و فنای اصل تغیر و تحول است که چون نفی در نفی مساوی با اثبات است، پس مرگ مرگ، و مردن فرشته مرگ به معنای تحقق ثبات و بقا و ابدیت -منزه از زوال خواهد بود، نه به معنای فنای همه چیز؛ زیرا در این فرض اصل فنا رخت بربسته نه آن که فراگیر شده باشد. در آن مرحله که اشیا یا اشخاص دیگر می مردند برای این بود که اصل مردن زنده بود، اکنون که اصل مرگ، مرده است، همگان برای همیشه زنده خواهند بود.

حسن سهرابي

نگارش در تاريخ Sat 3 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
 

آن جا که عقل بر جهل پیروز می گردد جهاد اوسط است و این جا که عشق بر عقل، فاتح می شود و از برخی جهات به عنوان «فتح مطلق» موسوم است، جهاد اکبر خواهد بود، از این روباید گفت:

گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل

برون رو کز تو وارستم من امروز

و نیز باید چنین سرود:

عقل را معزول کردیم و هوی را حد زدیم

کین جلالت لایق این عقل و این اخلاق نیست

آنان که ربوده «ألست» اند

از عهد ألست، باز مستند

در منزل درد بسته پایند

در دادن جان گشاده دستند

فانی ز خود و به دوست باقی

وین طرفه که نیستند و هستند

این طایفه اند اهل توحید

باقی همه خویشتن پرستندد



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Thu 1 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
 

صفات فعلی فقط موقعی مورد استدلال است که خلقی وجود داشته باشد ...بالاتر اینکه خلقی هست ولی لحظه ای و آنی بدون نظر حضرت باری تعالی اقدام ندارد ...اینکه خیلی بالاتر است ...شما در دستگاه سلطان همه کار میتوانی بکنی ولی نمی کنی ...بدون اذن خدا -عصا بدریا نمی زنی ...بدن وحی خدا مکه را فتح نمی کنی ...بدون اذن خدا آنی غفلت نمی کنی ... انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا ...یک ذره رجس و ناپاکی هم وجود ندارد...اراده الهی اینگونه بوده ...محبت خداوند به ۱۴ نور مقدس اینگونه بوده ...اینجا هم خلوت خدا با خداست ...وکسی راه ندارد ...وغیب  نمی داند.... ولی در آخر سوره جن می فرماید : قل ان ادری قریب ما توعدون ام یجعل له ربی امدا -عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا -الا من ارتضی من رسول فانه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصدا . (بگو من ندانم که عذاب موعود شما وقتش نزدیکست یا خدا تا آنروز مدتی قرار داده است . -او دانای غیب است و غیبش را بر هیچکس آشکار نمی سازد -مگر ؟آنکس که از رسولان برگزیده است که مراقبینی از پشت سر و پیش رو برای او قرار می دهد .

حسن سهرابي


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Thu 1 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

دوستي دارم بنام مهدي مروت ...مي گفت زمان دانشجويي شخصا به منزل آقاي دولابي رفتم و اين جمله را شخصا از ايشان شنيدم كه : "هر روز به خدا بگوييد -خدايا چقدر تو خوبي و مرتب از خدا تعريف كنيد تا خدا هم به شما بگويد : خوبي از خودتان است .

ديروز شخصي زنگ زده بود و مي گفت مي خواهيم در حوزه تربيت- از خدا صحبت كنيم و پاسخ سوالات را بدهيم ...قانون نظم و از اين قبيل كارها

گفتم : كار خوبيه ولي بهتره اين كارها را هم بكنيد :

- اشعار زيبا در وصف خدا را بخوانيد . كتابهاي مصطفي رحماندوست عاليه ...روزي يك بيت شعر جانانه - ...اگر شد يك غزل ...داستانهاي ادبيات فارسي مثل مولوي را در ارتباط با خالق بخوانيد .بگذاريد با افكار غواصان و جستجوگران حقيقت آشنا بشه ...اينطوري تخيلات او غني تر ميشه و دچار خرافات نخواهد شد .  

- خودمان -جلوي او يك صفحه قرآن بخوانيم ...فقط او ببيند ...با صداي خوش و در يك زمان درست ...نه هنگام پخش فيلم دلخواه او...اين كار بعد از چند ماه معجزه مي كند...خودش ميشينه دو زانو و قرآن با گوشت و خونش قاطي ميشه ...خود قرآن شفاست و كودك را شيفته خود مي كند.اين شيفتگي از يك جايي بايد شروع بشه .

-نظم را شهودي بيان كنيد يعني از يك تكه نان گرفته تا يك تكه گوشت و يك موزاييك ...همه را با توجه به سيستم عالم هستي بگوييد ....ابر و باد و مه و خورشيد را هم در اين سيستم بگوييد تا فرد بفهمد يك قوطي شير كه براحتي از سوپرماركت مي خرد از كجاست ...از چه سيستميست ...گاو و علوفه و آب و كود و زمين و باد و نور خورشيد و باران و...زحمت كشاورز را ببيند تا بزرگي سيستم را درك كند ...وقتي بزرگي سيستم را درك كرد ...فروتني خواهد كرد ...مسلما خدا را در قلبش مي يابد .

-كلمات خدا و پروردگار را با صفات قشنگ بيان كنيم ...خداي مهربان ...خداي بزرگ ..خدا جون و...خود کودک را با اسم خوب ...متین ...با صفات خوب صدا کنیم ...پسر گلم ...دختر نازنینم ....کودک باهوشم...تو خوبی ...تو زیبایی ...آقا محمد رضا ....زهرا خانم نازدونه ...گل گلی ...جیگری...اینطوری بانک نوازشی کودک اشباع میشه ...روحش سيراب ميشه و احساس شخصيت مي كنه ...پيامبر ص هميشه در سلام كردن به بچه ها پيشقدم بود ...كودك بايد محبت را از شما بفهمه تا كم كم لطف خدا را با دلش درك كنه ...

- در مناسبتهای شاد ...برای او هدیه بخریم ...به هر بهانه ای ...خرید های کوچک اما خوش موقعه ...بگذاريد كودك ...بخشش خدا را از دست شما ببيند...

- اورا گاهی ببوسیم ..دستش ...پیشانیش ...گاهی وقتها او را روی زانو بنشانیم ...گاهی او را در آغوش بکشیم ...بخصوص دختر را ...اینطوری ارتباط پدر و مادری زیباتر میشود .بچه اي كه محبت ديده باشد مي تواند محبت و عشق بدهد ...مي تواند در برابر زيبايي فروتني كند و شكر گزار باشد .

- وقت بچه ها را نگيريم با استدلال خشك ...در كنار فلسفه و تفكر و روشنايي ...۹۹ اسم حسناي الهي را به آنها ياد دهيم ...ودود يعني ....رحمن يعني.....كريم يعني ...عزيز يعني ....و...وقتي با صفات خدا آشنا شد ...همه جا در سكوتش با اسمهاي حقيقي -او را صدا مي زند و خلوتهايش كيمياست....ما وقتي بتوانيم خلوتمان را كيميا كنيم ...اميد هدايتمان بيشتر ميشود و داراييهاي وجودمان بيشتر مي شود ...

- بگذاريم تا سوال بپرسد ؟ خدا كيه ...چيه ...كجا هست و....از بس به اين سوالات بد برخورد كرده ايم ...بچه سكوت را فرا گرفته است...حتي اگر بلد نيستيم جواب بدهيم بگذاريد سوال كند ...بهترين كار تحسين او براي سوالات بزرگش است .....ترميم سوالات او كار بزرگيست ...بنده اعتقاد دارم اگر كسي سوال از سر صدق بپرسد ...كل كائنات و عالم هستي به او پاسخ خواهند داد ...كنار يك روزنامه پاره شده ...تو يك مهماني ..همنشيني با يك ادم تازه وارد ...و....والذين جاهدو ا فينا لنهدينهم سبلنا ...خود خداوند يك روزي به او پاسخ خواهد داد ...فقط نبايد بگذاريم جستجو گري فرزند مان بخشكد ...بالاخره غواص زيرك روزي به ياقوت و مرواريدهاي درياي عالم پي خواهد برد .

- براي ايجاد محبت به خداوند در كودك  ...او را در كارهاي خير شريك كنيم ...در نذري ...صدقه ...زيارت امام رضا ع ...گاه گاهي رفتن به مسجد ...ديدار با آدمهاي پاك و سليم النفس ...خريد كتاب خوب ...معرفي سايت خوب ...و از همه مهمتر آشنايي او با زندگي حضرت محمد ص از كودكي تا بزرگي ...اين عشق و محبت به محمد ص ...تمام كليد وا‍ژه تربيت است...اين عشق كه باشه ...كار تمامه .تمام تمام .

-خودمان الگو هستيم....اگر فرزندمان ...از ديدن عبادت ما لذت ببرد ...از اخلاق و بخشندگي ما سهمي ببرد ... يقينا خوش خلق خواهد شد ......اگر رزق ما نزديك به حلال بود ...فرزند ما خوش گل و خوش سيرت خواهد شد ...وجودش لبريز از پاكي خواهد شد . كودكان ما شبيه انچه ما مي خواهيم نمي شوند بلكه شبيه ما ميشوند .

- در هفته حتما یک روز را با او باشیم ...کوه ...پار ک سر کوچه ...خرید از یک فروشگاه ...رفتن به مهمانی ...بازی ...سینما ...آشپزی ...هر بهانه ای .این نکته خیلی خیلی مهمه ...اگر نباشه ...با هم غریبه خواهیم شد . وقتی ارتباط عالی باشه ...شما هم خوب رفتار کنید ...این کودک سلیقه اش و تفکرش رشد می کند و توقعش  از زیبایی و خوبی بالا میرود ...و به این راحتیها سمت زشتیها نخواهد رفت ....

منم كه شهره شهرم به عشق ورزيدن      منم كه ديده نيالوده ام به بد ديدن 

-عكاسي را به او ياد بدهيم ...بگذاريم تا زيباييها را خوب مشاهده كند ...هر جا رفت دنبال ثبت زيباييها باشد ...دنبال علم و هنر برود ...فيلم خوب ببينيم ...مستندهاي عالي را ببينيم ...فقط كارتون نبينيم ...تشويقش كنيم تا هنر ي را ياد بگيرد ....نقاشي ...خط...موسيقي...آواز ...نوشتن ...(خوشنويسي يعني بهترين شكل خط ...نقاشي يعني بهترين شكل كشيدن ...موسيقي فاخر يعني بهترين شكل ايجاد يا شنيدن  صوت عالي ...و...اينها مقدمه اي است براي قوي شدن اراده جهت انجام بهترين شكل در موقعيت ...هر زمان و هر مكان . )كمكش كنيم تا در مسير علمي در ريل استعدادش قرار گيرد ...در عين حال نسبت به اخبار روز نيز بيگانه نباشد ...آدمها و كشورها و سياستها را نيز بشناسد تا جاهل زمانه خود نباشد ...

-دعا كردن را در كنار تلاش و برنامه ريزي به او ياد دهيم ...سلام كردن به صالحين عالم و صلوات بر آنها را ياد بگيرد ...اين جهان كوه است و فعل ما ندا ....اگر كوهي كه به آن سلام مي كنيم بزرگ باشد ...تمام آن سلام با قدرت بيشتري به ما منعكس مي گردد. ما يقينا به مددهاي الهي نيازمنديم ...تكبر نكنيم در اين امور.

 حسن سهرابي

نگارش در تاريخ Thu 10 Apr 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi













(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)
حدیث  حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند :
قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس؛

تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند .


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Mon 10 Mar 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


الرحمن علی العرش استوی؛

اگر کسی بر چیزی چیره شود، خود را با صفت قهار و جبار و مَلِک می خواند؛ اما خداوند بر عرش سلطه دارد وانگهی خود را با صفت «الرحمن» یعنی مهربان بر همگان و نه فقط خوبان، معرفی می کند؛ پس فاتح کسی است که بر همه مهربان باشد.و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین ...سید المومنین حضرت  محمد ص نیز برای همین مهربانی آمده است . زنده باد مهربانی


نگارش در تاريخ Sat 8 Mar 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


طرف یکی را گذاشته جانشین خودش ...خودش هم حضور داره ...حالا همه جا پیچیده که فلانی جانشین فلانیست ؟خود فلانی هم در همان دفتر حضور صد در صدی دارد ...خب یقینا همه می گند اگر خودش حضور دارد پس جانشینش هیچ کاره است ...از طرفی جانشین هم بدلیل حضور صدر درصدی رییسش ...همه نامه ها و تصمیم ها را با اون در میان میذاره و نظر او را جویا میشه ...تازه هر کس بیاید و از جانشین- امضا بخواهد ...جانشین امضا از طرف رییس می کند و به اسم او امضا می کند (بسم الله الرحمن الرحیم )...هر توصیه ای هم بکند و هر راهنمایی هم بکند ...قبلش با رییس درمیون گذاشته و رییس هدایت اصلی را انجام داده ......هر چقدر این جانشین از رییسش بیشتر بدونه

...بیشتر مراجعه می کنه ...هر چقدر تخصصهای رییسش را بیشتر مطلع باشد ...از همان طریق وارد می شود ...حالا اگر رییسش پدر همه علوم و صاحب تمام کرسیهای علوم باشد و این جانشین این مطلب را بدونه و وجدان و شهود کرده باشه ...تمام نامه ها و دعوت نامه ها را با نظر ایشان انجام خواهد داد ...یقینا رییس هم وقتی می بینه که جانشینش اینقدر شناخت دارد و در همه مراحل به او اعتماد می کنه ...محبتش به او بیشتر می شه و به او عطاهای فوق العاده و با شکوه اهدا می کند ....

خداوند عالم اولا خلیفه گری روی کره زمین را جعل نموده نه خلق ؟؟؟در مورد تفاوت جعل و خلق در پستهای قبلی سخن رانده شد ....جعل به زمان و مکان وابسته است ...حقیقتیست که با وجود اشیا دیگر مطرح می شود ...جعل خلیفه  در روی زمین نیز یک مقام معنویست که وابسته است به علم انسان از اسما الله ...اگر این علم نباشد ...خلیفه هم معنا نخواهد داد ...یعنی ذاتا این جعل ...جعلیست ... ...تعلیم انسان کامل به اسما الله باعث شده است که چیزی بنام خلیفه ایجاد شود...شناخت مبنای خلافت خداست . ...چون از نظر خدایی که همه جا هست و همه جا حضور دارد و از قلب انسان به انسان نزدیکتر است این مفهوم خلیفه یعنی کسی که عبد مطلق است ...کسی که عبد مطلق است   برای اجتماع انسانها یک هادیست .هادی که ظرف تمام و کمال هدایت الهیست ...او ایینه است و بس ...عبد است ...اینکه خداوند از کلمه خلیفه استفاده می کند می خواهد ما را متوجه این عبودیت کند ...می خواهد بگوید اگر عبد من باشید ...من چیزی برای خودم نمی خواهم ...همه عالم به فدای شما ...اصلا تو انسان همه کاره و جانشین من ...فقط عبد باش ....و بعد نمونه اش را معرفی می کند ...کامل و تمامش را ...14 نور مقدس را که بی نهایت انها را دوست دارد .خود کلمه خلیفه به نقل از بزرگان مانند کلمه علامه است ...این ه خلیفه یعنی تکثر ...علامه یعنی خیلی می داند ...خلیفه یعنی خیلی جانشین ....بنابراین ما می توانیم به سقف رشد انسانی خود که همان انسان کامل است برسیم و خوش باشیم .

لیس لک من الامر شیا ...ای پیامبر تو هیچ کاره ای ...یعنی هر کاری می کنی همه از من است و تو تسلیم و عبد منی و این بزرگترین توصیف خدا در مورد نبی اکرم ص است .

ثانیا با وجود حضور صدر درصدی خدای عالم ...بیشتر به این نتیجه می رسیم که خلیفه ظرفیست بی نهایت بزرگ که محل و مخزن معرفت خدا و اسما الله شده است ....اینطور نیست که خلیفه بگوید خدا غنی است و من هم بگویم خدا غنی است و فرقی نکند ...فرق می کند ...خیلی هم فرق می کند ...من بگویم نقشه ساختمان و یک مهندس هم بگوید نقشه ساختمان...فرق می کند ...مهندس ساختمان مسلط است و می گوید ولی من فقط خبر دارم ...ولی مهندس نقشه را دیده ...شهود کرده ...علم دارد نه خبر ؟علمی که خداوند عالم در تک تک ما انسانها به ودیعه نهاده وماموریت  قران کریم و پیامبران و امامان را-خبردار شدن از چنین علمی که در وجود ما بصورت نورانیست متذکر نموده ....قران کریم ما را متذکر می کند ...یاداوری ...یعنی همه نور را داریم ولی ما توجه نمی کنیم ...

14نور مقدس ثانیه به ثانیه با این علم و این نورانیت طهارت دارند ...طهارتشان با نور است ...مثل ما بشرند ولی تمام سیستمشان متوجه این نور است ...نور علی نور . یک سیستم نورانی چند بعدی فوق العاده با شکوه که همه امداد الهی در آن متجلیست .قال الله عزّوجلّ:

بنده‌ام با چیزی بهتر از واجبات به من نزدیک نمی‌شود. و با نافله(کارهای مستحبی) به من نزدیک می‌شود تا اینکه دوستش بدارم. آن‌گاه که دوستش بدارم، من گوش او خواهم شد که با آن می‌شنود و دیده‌ی او که با آن می‌بیند و زبان او که با آن سخن می‌گوید و دست او که قدرت‌نمایی می‌کند. اگر دعایم کند اجابتش می‌کنم و اگر از من بخواهد به او می‌دهم.(کافی2/353) ...

وقتی خلیفه می گوید خدا غنی است ...یعنی خود این خلیفه صاحب این اسم هم هست ...تا فیها خالدون این اسم را می داند ...با یک بسم الله می تواند غنا ببخشد ...صاحب مخزن غنی است ...یعنی آیینه است ...و واقعا هیچ چیزی از خودش ندارد ....و هر چه می گوید همه از خداست ...خلیفه مجرای ظهور اراده خدا در شکل یک انسان است ...که اگر در تمام وجوه اسما و علم به انها باشد می شود انسان کامل ...و علم الادم اسما کلها .....فرشتگان فقط خبر دادند و فقط خبرش را می دانستند ...اما ادم و اولیا الله (14 نور مقدس ) نه تنها خبر داشتند بلکه پدر علم ان علوم بودند ...صاحب کرسی ان علوم بودند ....این علوم به اسما چیست ؟؟؟این علوم و این اسما مظهر صفات فعلی خداوند عالمند ...و البته نه مظهر صفات ذاتی ....تمام اثر خودشان را از علم غیبی که نزد خداست می گیرند و هیچ کس از ذات این اثر خبر ندارد چه برسد به علم ....علمی که به انسان کامل داده شد در حوزه صفات فعل است و چون کره خاکی محل خلق بهترین خلق خدا بود و هست (انسان ) لذا خداوند تمام کلیدهای ارتباطی با خود را بصورت کامل و تمام در اختیار این 14 نور مقدس قرار داد تا اگر کسی خواست که به منبع حقیقت راه یابد ...مسیر باز بشود .می خواهم بگویم سقف دارد این منبع حقیقت برای یک انسان معمولی ...سقف ان تا اخرین اسمان صفات فعل است که همه ان در وجود انسان کامل متجلیست . اما سقف  کشف حقیقت برای انسان کامل فقط صفات فعل نیست ...صفات ذات هم نیست ...چرا که در صفات ذات هیچ کس را راه نمی دهند( بخاطر مدل خلقت)  ....سقف کشف حقیقت برای انسان کامل ...از جنس محبت و عطاست ...انسان کامل انقدر شراب محبت از تنها ساقی روزگار می چشد که مست می شود ...این مستی انقدر پی در پی است و انقدر فی الله است که برای او کافیست ...اینجا شرط لازم نداریم ...شر ط کافی داریم ...انسان کامل انقدر مست می شود و انقدر عطا می بیند و انقدر خوش می شود که دیگر نگفتنیست ...اری هویت ما نگفتنیست ....از بس خوشی و مستی و دلرباییست .مااگر نصر خدا و عطا خدا و لطف خدا به انسان کامل را در نظر بگیریم ...تمامی مقاماتی که عرفا و فلاسفه اسلامی در مورد انسان کامل بیان می کنند را می پذیریم ...می تواند ظرفی خلق شده باشد که بی نهایت بزرگ باشد .ظرف بی نهایت هیچ مشکلی ایجاد نمی کند ...مهم مظروف است ...مهم خداست ...مهم اسما الله است ...همه اثرها از خداست ...وهمه عطاها از خداست ...واین وسط ظرفی خلق شده که متجلی کننده تمام این اسما الله است ...اینجاست که انسان به وجد می اید و با بشری نزدیک به  خدا -که  سر در جبروت و ملکوت دارد  اشنا می شود که تنها مرشد حقیقیست ....السلام علیک یا خلیفه الرحمن ...السلام علیک یا قائم آل محمد ...السلام علیک یا بقیه الله


یک  مطلب ارزنده  از یک نویسنده گمنام در یک کلوپ ...در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Thu 20 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


بقیه الله  خیر لکم ان کنتم مومنین

امام زمان ع بهترین است برای  شما اگر مومن باشید .



«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ»

« بگو به فضل خدا و به رحمت او باید شادمان باشند، آن بهتر است از آنچه جمع می کنند.»




فضل و رحمت و کرم و...خداوند دارای مظهریت هستند و مظهر و ظرف تمام و کمال این صفات ائمه علیهم السلام می باشند .

خداوند دارای صفات است :

1- صفات ذاتی که احدی در ان راه ندارد و خلوت خداست با خدا و غیب الغیوب است . حتی پیامبر ص نیز در این مرتبه راهی ندارد .این صفات بدون خلق -همیشه برای اوهست .مانند علم -قدرت و حیات که اسم حی بالاترین است .

اینجا هیچ کس و هیچ انسانی نمی تواند ظرف یا مظهر باشد ....هیچ کس ....الله اکبر .

2- صفات فعلی که با خلق موجودات  عینیت می یابد و مظهر دارد و عالم امکان نامیده می شود . مانند رزاق -رحیم -رحمان و...

اینجا     اولیا الله          با بسم الله     کن فیکون می کنند ...


اینجا انسان می تواند مظهر یک اسم یا مظهر تمام اسما الله در این مرتبت قرار گیرد . به میزان طلب و فقر الی الله می تواند آیینه جمال و جلال حق شود و این عطا خداست .


جالبه  شادی واقعی از همین هدف و از همین مسیر و صراط بدست می اید .فرمود : فلیفرحوا ...باید شادی را از این کانال بگیرند تا از این فرح و شادی به اوج جاودانگی برسند . اصلا جاودانگی یعنی خوشی همیشگی و خوشی در معیت و بودن  با رسول الله و اهل البیت ع می باشد که ما را به بندگی درست خداوند منان و حنان رهبری می کنند و می رسانند . این رساندن اوج ولایت ائمه ع است .این رساندن همان خلق عظیم است که لحظه ای نمی خواهد انسانی هدر برود و ضایع شود .  خدا را شکر که اینطور فهم شد .

حسن سهرابی

نگارش در تاريخ Wed 19 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

وَ قَلبی بِحُبِّکَ مُتَیَّماً؛

  الهی  دل مرا سرگشته و دیوانه عشق و محبّت خود قرار ده

در دعای کمیل


درباره برخی از انبیای الهی فرمود: إنّا اَخلَصناهُمْ بِخالِصَهٍ ذِکرَی الدّار(9)؛ ما این گونه از انبیای الهی را، ابراهیم و خاندان ابراهیم (ع) را یک جائیه خالصه دادیم، جایزه ای دادیم که دیگران در آن سهیم نیستند، و آن جایزه آن است که: اینها به یاد خانه خود هستند؛ «دار» یعنی خانه. ما مسافریم، و تنها خانه ما بهشت است؛ در غیر بهشت قراری نداریم. دنیا دار فرار است و مَمرّ است... خُذُوا مِنْ مَمَرِّکُمْ لَمَقَرِّکُمْ (10). یک متحرّک نمی تواند دائماً حرکت کند، حرکت با دوام سازگار نیست؛ حرکت به سوی مقصد رفتن است. و اگر موجودی دائماً حرکت کند، یعنی عاطِل و باطل است.

... ما مسافریم، مقصود ما در بهشت است، مقصد ما بهشت است؛ وقتی به بهشت رسیدیم، إن شآءَ الله ندای فَادْخُلِی فِی عِبادِی. وَ ادْخَلِی جَنَّتِی(11) که فوق جَنّاتٌ تَجرِی مِنْ تَحتِهَا الأنهار(12) است، نصیب ما خواهد شد.

بنابراین اگر کسی خانة خود را فراموش کند یا سرگردان است، یا به خانه دیگری می رود.
اما کسی که به یاد منزل خود باشد، مرتّب در فکر مرمت آن منزل و نوسازی و بازسازی آن منزل است. فرمود: من به دودمان ابراهیم (ع) بهترین جایزه را داده ام، و آن این است که اینها به یاد منزلشان بودند، به یاد خانه شان بودند...

علامه جوادی آملی
(9) ص / 46
(10) نهج البلاغه / خطبه 203
(11) فجر / آیات 29 و 30
(12) بقره / 25
نگارش در تاريخ Wed 19 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
راغب اصفهانی در تبیین معنای فضل می نویسد: « هر بخشش و عطیّه ای که بر عطا کننده لازم نباشد فضل نامیده می شود.» آنچه راغب در معنای فضل گفته، در معنای لغوی فضل که به معنای زیادتی و فزونی است، نهفته می باشد. بنا بر این عطا و احسان خداوند نوعی فزون بخشی است؛ زیرا مخلوقات و بندگان که عطایای خدا را دریافت می کنند، حقّی بر او ندارند، لذا بخشش خداوند فضل و تفضّل نامیده می شود.....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Mon 17 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

مرحوم سید هاشم از اون مردان موحد خدا بوده منتها خدا باهاش یه معامله عجیب میکنه .

پدر زن ایشون مرد سرشناس و متمولی بوده در شهر کربلا و ایشون رو خیلی دوست داشته اما مادرزن ایشون نه تنها ایشون رو دوست نداشته بلکه از فقر و بیچارگی دختر و دامادش لذت می برده و دائما در حال فحش دادن به این بزرگوار بوده.

میرزا هاشم تعریف میکند که:من اهنگر بودم و درامد خوبی هم داشتم اما بدلیل مسایل سلوکی و عرفانی اگر کسی از من تقاضای نسیه میکرد نمی توانستم جواب رد بدهم به او و در ضمن شاگردی داشتم که به او گفته بودم هر چقدر پول نیاز داری از دخل بردار و با این حساب پولی که برای من باقی میماند معمولا ۵۰ فلس بود که خرج نفت و نان منزل میشد.من هم که خانه ای نداشتم ۱۲ سال گوشه حیاط منزل پدر زنم درون یک اتاق محقر زندگی میکردم با همسرم و سالها حتی رختخواب هم نداشتیم و روی یک زیلو می خوابیدیم و اگر هوا سرد میشد انرا رویمان میکشیدیم. درون حیاط منزل پدر خانمم پر از روغن برنج بود ولی مادر زنم اجازه نمیداد به ما بدهد .او از گرسنگی ما لذت می برد و داستان فقر ما را به همه در و همسایه نقل میکرد در ضمن در کوچه و خیابان هر وقت مرا میدید بلند بلند فحش میداد.من برای خودم خیلی ناراحت نبودم .بیشتر  برای همسرم ناراحت بودم چون تحمل او هم حدی داشت و بعضی اوقات میدیدم که او خیلی ناراحت است.


یک روز از روی ناچاری رفتم خدمت استادم آیت الله قاضی رحمت الله علیه عرض کردم آقاجان آزار زبانی و کارهای مادر زنم بی حد شده است و صبر من نیز تمام؛ می خواهم که اجازه بدهید، زنم را طلاق دهم.
ایشان فرمودند: آیا همسرت را دوست داری؟
گفتم: بله.
فرمودند: زنت نیز تو را دوست دارد؟
گفتم: آری.
فرمودند: هرگز راه طلاق نداری! برو و صبر پیشه کن! تربیت تو به دست زنت می باشد.
جریان گذشت و بنده طبق دستور استاد عمل می نمودم؛ تا اینکه یک شب تابستانی که خسته و گرسنه و تشنه به منزل آمدم؛ مادر زنم از شدت گرما لب حوضچه نشسته و بر روی پاهایش آب می ریخت.

با ورود من، ناسزا و فحش شروع شد. بنده هم تا این وضعیت را دیدم، داخل اتاق نرفتم و از راه پله ها به سوی بام حرکت نمودم. ولی او دست بردار نبود صدایش همین طور بلند و بلندتر می شد؛
حتی همسایه ها نیز می شنیدند.
تا اینکه صبرم تمام شد. کلام استادم در مقابل دیدگانم بود. بی آنکه جوابی بدهم، به پایین آمده از خانه خارج شدم.


در کوچه و خیابان بدون هدف و ناراحت می گشتم؛ ناگهان حالتی نورانی پیش آمد و دری بر رویم باز شد؛ دیدم من دو تا شده ام یکی سید هاشمی که مورد ناسزا و فحش واقع شده و دیگری من که بسیار عالی و مجرد می باشم و نه ناسزا به او گفته شده و نه به او می رسد.

این اولین تجردی بود که در کربلا برایم پیدا شد. و این در برایم باز نشد مگر به خاطر تحمل و صبر و اطاعت از استاد، که اگر نبود، آن غمناکی ها و پریشانی ها همچنان بود .


منبع : کتاب روح مجرد و وبلاگ http://02nafar.blogfa.com/post-158.aspx

نگارش در تاريخ Sat 15 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

از پیامبر اکرم ص این حدیث گرانبها را شنیدیم که قبل از خواب یک بار حج بروید ...برای همه مومنین استغفار کنید و یک بار قرآن را ختم کنید و به زیارت همه پیامبران بروید ...

گویا مخاطب این حدیث حضرت فاطمه زهرا س بوده اند ...

اینجا چند تا نکته هست ...در تبعیت گنجهایی  معرفی شده اند که آسانتر از گنجهای اطاعت بدست اوردنیست!!! .از طرفی مخاطب این حدیث حضرت فاطمه س است ...لذا باید اذعان نمود که گفتن سبحان الله حضرت زهرا س با آن علمی که ائمه در مورد مادرشان  می فرمایند که  منتهای علم ما فاطمه است--- با گفتن سبحان الله افراد عادی فرق می کند .

اما گذشته از بحث مخاطب این حدیث ---نکته مهمتر این است که در تبعیت عشقی حساب و کتاب می شود و وزن دهی به اعمال و رفتار باشکوه تر است و علت اصلی آن بودن و معیت با رسول خداست ...اینجا در تبعیت پله برقی با سرعتی گذاشته شده که فرد را از حوزه ایمان به حوزه محبین خدا پرتاب می کند ....این نکته خیلی مهم است برای کسی که می خواهد در این عالم پاک و بی آلایش تحویل آخرت شود .

این ایه دوست داشتنی و عشقی را بخوانیم : قل ان کنتم تحبون الله فیتبعونی یحببکم الله ...

(دوست داشتن خداتوسط ما  =تبعیت از پیامبر =دوست داشتن ما توسط خدا

اینجا می گوید اگر واقعا عاشق خدا هستید از نبی ص تبعیت کنید تا خدا هم شما را مورد محبت خاص قرار دهد ...در مناجات  خمس عشر ...مناجات محبین با حال تر و با نشاط تر از سایر مناجاتهاست ...به اشتباه مورد رحمانیت خدا را با مورد محبت خدا بودن اشتباه گرفته ایم ...محبت شرط دارد ...انس با خدا شرط دارد ...حصن لا اله الا الله شرط دارد و آن شرط محبت به رسول الله و اهل البیت ع است که دارای تبعیت و عمل باشد ...ابراهیم ع فرمود : فمن تبعنی فانه منی ....یعنی منا اهل البیت شدن از کوچه تبعیت می گذرد .

شما در اطاعت باید کلی خرج کنید و بروید مکه با کلی راه و سختی و خطر و ...اما در تبعیت با گفتن یک بار تسبیحات اربعه یک حج به حساب شما ذخیره خواهد شد .تازه این تبعیت را عشقی و عاطفی حساب می کنند و اگر قرار باشد ایرادی بگیرند نیم نمره نیم نمره کم می کنند اما در اطاعت کلی احکام دارد که باید انجام دهی و اگر ایراد بگیرند 5 نمره 5 نمره کم می کنند ...اینجا ذره ذره باید حساب پس بدی و کفاره گوسفند و شتر و گاوی که باید ذبح کنی هم بماند...

تبعیت محیط است بر اطاعت ...بالاخره پیامبر ص سالی یک بار حج می رفتند و ما هم باید برویم !اما اینکه هر روز و هر آن در وصل باشیم و عقل فعال و روشن داشته باشیم فقط و فقط از کوچه عشق و تبعیت می گذرد ...

اطاعت مانند قطع و وصل شدن می ماند و تبعیت مانند وصل کامل و تمام ...بدون قطعی ...همیشه در جریان ...همیشه بهاری ....تبعیت را گذاشته اند برای عاقلان واقعی که با هزینه های کمتر معیت پیدا کنند با رسول ...لذا کلی ثوابهای گنده گنده و تابلوهای بزرگ نصب نموده اند بر سر این جملات تا فرد در مسیر معیت با رسول قرار گیرد ....بالا ترین اجر و ثواب همان محبت و تبعیت از رسول خدا و اهل البیت ع است ...تمام تابلوهای دین می خواهد ما را وارد این شاهراه کند ...که مفسر قران ما ائمه باشند ...تمام قران را اگر بخواهند نشان دهند می شود زندگی رسو ل الله ...میشود زندگی امیر المومنین ...محب خدا شدن خیلی بالاست ....اینکه خدا بگوید من تو را دوست دارم و i love you و حبیبی شنیده شود برای یک انسان کافیست ...اصلا شراب کافی یعنی همین که خدا بگو ید دوستت دارم ...و این دوست داشتن موقعی گفته خواهد شد که   همه اسما او از تمام وجود یک  انسان  تجلی کند ... همه اسما الله از وجود نبی و چهارده معصوم متجلیست .اگر بخواهیم و طلب ما به اوج برسد به ما هم می دهند ...به خدا می دهند ...

خلاصه اینکه تبعیت همان شربت کیمیاست که همه عرفا در نهایت به ان رسیده اند ...هل الدین الا الحب و البغض .....محبت کیمیاست ...محبت و تبعیت عملی از سراج منیر .

قران کریم مجید  در مورد واقعه بزرگ قیامت می فرماید :
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ؛

پس كسي كه كاري نيك كرده باشد، بهتر از آن را به او مي دهند و ايشان از هول و هراس اين روز در امانند.

نکته اینجاست : حسنه همان محبت به صالحین است .می فرماید هر کس حسنه بیاورد ...تنها چیزی که در قیامت می توان برد فهم و محبت و بغضهاست !

اعمال را در برزخ رسیدگی می کنند ولی قیامت عصاره عالم است و بسیار بزرگ ...لذا فهم و محبتها و بغضها بصورت نور و سیاهی بر چهر ه ها مشاهده می شود ...آری  حسنه از جنس محبت است ...از جنس فهم است ...کسی که ولایت صالحین را با خود بیاورد بهتر از انرا نصیبش می کنیم .

یا رسول الله دوستتان دارم ...پدر و مادرم به فدای شما ...همه جانم به فدای شما ...این حدیث زیبا هم هدیه خوانندگان گرامی :
اولین حدیث پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در مدینه: 
«صلوا الارحام و  صلوا   والناس نیام تدخلوم الجنة بسلام»
حق خویشاوندی را به جا آورید و شب هنگام که مردم خفته اند، نماز بخوانید، تا به سلامت وارد بهشت گردید.


خداوند عزوجل فرمود : « هیچ بنده ای با وسیله ای که نزد من محبوب تر باشد از آنچه به او واجب کرده ام به من نزدیک نشد .( بعد از آن ) همانا او با نافله به من نزدیک میشود تا آنجا که او را دوست بدارم و چون دوستش بدارم گوش او شوم تا با آن بشنود و چشم او شوم تا با آن ببیند و زبانش شوم که با آن سخن گوید و دست او شوم که با آن ضربه زند .  اگر مرا بخواند جوابش دهم و اگر از من خواهشی کند به او بدهم .

 

حسن سهرابی


نگارش در تاريخ Sat 15 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

الشیطان یعدکم الفقر والله یعدکم المغفره و الرحمه

شیطان وعده نبود و نیستی و قحطی می دهد اما خدا همیشه وعده گشایش و کرم و رحمت و نعمت می دهد ...پنجره خدا همیشه باز است ...

یا دائم الفضل علی البریه یا باسط الیدین بالعطیه ...


مولانا می گوید :


کارمردان روشنی و گرمی است

کاردونان حیله و بی شرمی است



این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام *

سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *

تا جنینى کار خون آشامى است




نگارش در تاريخ Sat 8 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ (42)

و همانا به سوی امّت های پیش از تو(نیز پیامبرانی) فرستادیم،  آنان را به تنگدستی وبیماری گرفتار کردیم. باشد که تضرّع کنند.

 

پیش حق ّ یک ناله از روی نیاز        به که عمری در سجود و در نماز
زور را بگذار و زاری را بگیر
            رحم سوی زاری آید ای فقیر 

تفسیر صافی و نورالثقلین:امام  علی علیه السلام فرمودند: اگر هنگام ناگواری ها، مردم صادقانه به درگاه خدا ناله کنند، مورد لطف خدا قرار می گیرند.

روحتان مثل لاستیك تراكتور باشد....؟؟؟


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 2 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
نگارش در تاريخ Mon 30 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


بنابراين اگر قرآن كتاب هدايت است، [پس] كتاب شفاست؛ اوّل مرض را درمان مي‌كند، بعد در جانِ انسانِ سالم اسرار الهي را مي‌تاباند. و بخل را مرض مي‌داند و اين مرض در كنار جان لانه كرده است؛ فرمود: ﴿وَأُحْضِرَتِ الأَنْفُسُ الشُّحَّ﴾ و راه درمانش را هم به عنوان «انفاق» بيان كرد كه اگر كسي تقواي مالي داشت؛ يعني از اين مرض نجات پدا كرد، آن‌گاه به خوبي از قرآن بهره مي‌برد....



گفتاری از علامه جوادی آملی


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Mon 30 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

با فهم است که در می یابیم چطور او به ما نزدیک است و ما از او دوریم. شما مکرّر نماز بخوانید و مکرّر روزه بگیرید، مشکل حل نمی شود. زاد و توشه را باید به اندازۀ لازم فراهم کرد؛ آن بقیه، فوق زاد است...؟


گفتاری دقیق از آیت الله جوادی آملی


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 29 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
نگارش در تاريخ Tue 24 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


 
در زبان عربي واژه هاي متعددي براي بيان مفهوم گناه و جرم و خطا وجود دارد كه با توجه به بار معنايي خاص هر يك ، در موارد خاصي بكار مي روند . كلماتي مانند "اثم" "ذنب" "وزر" "خطيئه""سيئه" " عصيان" و...كه تماما معناي امر خلاف و گناه را در بر دارند . اثم:إثم و أثام اسم برای کارهایی است که دورکننده از ثواب می باشد و جمع آن آثام است که متضمن معنای بُط ء (کندی و دورساختن) است و کلام خداوند که می فرماید: «شراب و قمار إثم بزرگ است» بدین معناست که استفاده از آن دو موجب دوری از نیکی ها می گردد.
خطا و سيئه:خطا و سیئه در معنا به یکدیگر نزدیک است و خطا بیش تر در جایی به کار برده می شود که فی نفسه مقصود نمی باشد مانند کسی که تیر به صیدی رها می سازد ولی به یک انسان برخورد می کند؛ یا فردی که چیز مست کننده می نوشد پس در حالت مستی جنایتی را مرتکب می شود.

ذنب: کلمه "ذنب" عبارت از هر عملى است که به دنبالش ضرر و یا فوت نفع و مصلحتى بوده باشد، و اصل کلمه از "ذَنَب" گرفته شده که به معناى دم و دنباله حیوان است و به گناهان نیز اطلاق ذنب شده است؛ زیرا گناه، جنایت و ستم به دیگران دنباله و تبعاتی دارد و مستلزم کیفر و عقوبت و انتقام است.عصيان : واژه عصیان، در مقابل طاعت به معنای نا فرمانی است.وزر:وزر، به معنی سنگینی است، و بیشتر در مورد حمل گناه دیگران به کار می رود.اما ترك اولي ، گناه نيست بلكه ترک اولی، عملی است که مخالفت با دستورات الهی به شمار نمی آید. یعنی گناه و معصیت نیست. ولی بهترین عمل نیز نیست.



آتش دوزخ نیز تجلی جلال خداست ...آنها که چون ابراهیم ع ناخالصی ندارند برایشان گلستان خنکی خواهد بود و آنها که چون ما با زنجیرو دم و خوی حیوانی  و قفل بر قلبهایمان ...خود را از او  محروم نموده ایم باید از داخل آتش رد شویم تا این قفل ها ذوب شود و دلمان باز شود و با یک قلب منیب به دیدار صالحین عالی مقام اعراف برویم ...با قلبی سرشار از شکوفه های بهاری ...تصور یک قلب پر از شکوفه هم انسان را به وجد می اورد چه رسد به تصدیق و رویت آن !خدایا متشکریم که زشتی گناه را به دلمان خبردادی ...و ما را از سایه های شوم و دخمه ها و زخمها و دملهای روحی نجات دادی و راه عبور از دالان سرد دنیا که پر است از اتاقهای تاریک و وحشتناک ..به ما فهماندی ...خدایا ما را در لحظه لحظه جهاد با این اژدهای هزار سر نفس یاری کن و فتح الفتوح همه اسما حسنایت و همه کلماتت و همه بها و زیباییهایت را برای قلبهایمان روزی فرما . آمین ............حسن سهرابی

نگارش در تاريخ Sat 14 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

...اینطور نیست که خداوند به همه محبت داشته باشد ...خداوند نسبت به همه رحمان است...برای محبوبه خدا شدن باید برند و شعارمان را تغییر دهیم ...باید یک اسباب کشی درست و درمون بکنیم و با یک بینش حقیقی و واقعی ...تولدی دوباره را رقم بزنیم ...اون برند و شعار یعنی ...



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sat 14 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

طرف رفته پیش یه صاحب نفسی و از بی معنایی زندگیش شکوه کرده و ایشون نیز توصیه عجیبی بهش کرده که “برو به یه مرده شور بده بشورتت تا با یاد مرگ زندگیت غنی بشه ؛

طرفم با بدبختی یه مرده شور را راضی کرده و خلاصه رو تخت غسالخونه خوابیده ، مرده شوره که اومده لیفش بزنه ، ازش خواسته با یه لیف نو این کار را بکنه، طرف رفته از انباری لیف نو بیاره که دو تا ازهمکاراش اومدن سراغش کارش داشتن و میبینن نیست و به هم میگن اقا مرتضی غسال کجاست ؟!!! این آقا هم نه گذاشته نه برداشته بلند شده گفته ” آقا مرتضی رفته لیف نو بیاره !!! یکی از اون دو نفر درجا سکته کرده و یکی دیگه اومده در بره پاش سرخورده کله اش خورده لب تخت و رفته با اجازتون تو کما !!!! الان مرده شوره و این آقای دنبال معنای زندگی را بردن تو زندان تا تعیین تکلیف بشن!!! یه وعضیه مملکتا.........

منبع : http://doctorshiri.com/fa/content/11961/%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7-%D9%86%D8%B1%D9%88/


نگارش در تاريخ Mon 9 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

وبلاگ خوب 

گشایش دل به عالم غیب

عاشق اگر رنگی از معشوق نگیرد در عشق خودش صادق نیست.شیخ جعفر مجتهدی




این وبلاگ اولیا الله  را که خواندم ...رفتم تو فکر ...بخصوص شرح حال شیخ جعفر مجتهدی استثنایی بود ...تا حالا کمتر از ایشان میدانستم ...کوه توحید که می گند یعنی این آقا...

عبادت برای معرفت و معرفت برای محبت و محبت برای شبیه شدن به معشوق ...اطاعت و تبعیت یعنی راه شبیه شدن به معشوق ...ما آمده ایم روی کره زمین باتمام سختیهایش تا شبیه محبان او شویم ...او که شبیه ندارد ...الله اکبر ...اما می شود تا یک قدمی سلمان رفت ...میشود ...این شیخ جعفر عجب بنده صالحی بوده ...خدایش بیامرزد .

نورالله مرقده،  و أعلی الله مقامه الشریف




 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 8 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi



زندگی تک شکل : تک شکل بودن یعنی یک زندگی خطی ...نهایتا مثلثی یا مربعی ...برو خانه -برو دانشگاه -برو سرکار -برو خونه پدر و مادر خودت یا همسرت .....برو سوپر مارکت ...همین .تازه یک عینک دودی هم بزن به چشمهات و بگو زندگی همینه دیگه ...من که رنگی نمی بینم ؟؟؟


تک شکل بودن یعنی نروی سینما -نروی پارک -نروی خونه دایی -نروی خونه خاله -نروی مسجد -نروی بازار -نروی سفر حتی یک سفر دو ساعته ...نروی کوه -نروی کتابخانه و کتابفروشیها -نروی سرخاک -نروی گلستان شهدا -نروی تو یک بستنی فروشی دبش و چند تا بستنی توپ با خانواده بخوری -نروی یتیم خونه با یک جعبه شیرینی -نروی کنار آب یا یک چشمه مصفا -نروی موزه -نروی یک نمایشگاه نقاشی و خوشنویسی -نروی یک گلفروشی بزرگ و برای خریدن یک جعبه گل بنفشه دو ساعت نفس تازه کنی -نروی عیادت یک بیمار خسته دل تو فامیل -نروی فاتحه خونی یک تازه مرحوم شده -نروی مدرسه دخترت یک سر بزنی -نروی زیر باران -نروی کنار یک آتیش و چند تا بلال به دندان بگیری -نروی یک کت و شلوار یا مانتو دلچسب بخری -نروی بدوی -نروی بخندی و...

زندگی تک شکل یعنی سخت شدن ...یعنی بد دیدن ...یعنی متعصب شدن ...یعنی حرف مرد یک کلامه !...یعنی تغییر نکردن ...یعنی ثابت بودن ...یعنی حال خوش نداشتن و حرام کردن زندگی ...یعنی تا شوهر نکنم -زندگی نمی کنم -یعنی تا کار پیدا نکنم -یعنی تا لیسانس و فوق لیسانس نگیرم ...بی خیال همه چیز می شم -یعنی زندگی مبتنی بر هدف ...یعنی تا به این هدف نرسم کنار جاده پیاده نمی شم یک عکس یادگاری بگیرم ...زندگی تک شکل یعنی یک جعبه مداد رنگی  سیاه و سفید !-یعنی فقط آرزو کردن -یعنی نشد بریم یک کلاس آواز -یعنی نشد بریم یک کلاس بافندگی -یعنی نشد بریم یک کلاس آشپزی -یعنی نداشتن زیست خوب -یعنی نداشتن همزیستی درست -یعنی خودت را فراموش کردن یعنی در یک نقش یا دو نقش یا چهار نقش یخ زدن و ماسیده شدن ...



زندگی بی شکل: هم  یعنی یک قاب سفید ...یعنی نبود یک طرح ...یعنی خالی خالی ... ...وقتی محور مختصات زندگی -صفر  و  مبدا ندارد ...تعریف شدنی نیست...تکثر گرایی در عین پوچ گرایی ...دنیای نقاب زدن ...دنیای پاچه خواری ...دنیای زندگی دیگران را بازی کردن ...دنیای ریا کاری ...دنیای دست زدن برای همه ...دنیای صلوات فرستادن برای همه ...دنیای دست دادن با همه ...دنیای بی جاذبه و بی دافعه و دنیای بدون راه حل و نقطه ای ...اصلا خطی هم پیدا نمی شود چه برسد به مثلث -مربع و در نهایت دایره ؟نقطه نقطه ای بی مفهوم ... نیهیلیسم به معنی کامل .


زندگی به سبک  بهترین شکل هم یعنی ارائه بهترین شکل نسبت به  هر زمان و مکان یعنی یک زندگی دایره ای ...یعنی در ک موقعیت -یعنی زندگی مبتنی بر مسیر -یعنی حفظ آرامش -یعنی حلم -یعنی صبر -یعنی اگر همسر نداری از بقیه امکانات زندگی لذت ببر -یعنی اگر کار نداری در جا نزن -یعنی اگر رفتی سفر در بین راه چند بار بایست و یک چایی بخور ...یک عکس یادگاری بگیر ...یعنی توانگر باش ...یعنی بن بستی وجود نداره ...یعنی هم جاذبه هم دافعه ...بهترین شکل یعنی انعطاف حکیمانه داشته باش ...یعنی نرمش قهرمانانه -یعنی به فکر خودت باش -به فکر مردم هم باش -یعنی به فکر طبیعت هم باش -یعنی مهربان باش -یعنی بعضی وقتها خشمناک باش -یعنی بعضی وقتها فریاد بزن -یعنی بعضی وقتها ساکت باش -یعنی نقشهایت را بشناس -یعنی آرکتایپها را بشناس -یعنی مسیر را بشناس و در هر نقش یا موقعیت بهترین حالت باش ....یعنی بعضی وقتها کودک باش -بعضی وقتها بالغ -بعضی وقتها والد -بعضی وقتها باید بازی کنی -بعضی وقتها جدی ...اگر گرفتاری صبور باش ...اگر یتیمی مبارزه کن -اگر مبارزی حامی باش و صاحب اسم شو ...صاحب اسم شدن خروجی چنین دیدگاهیست ...صاحب اسم شدن یا از یتیمی و شکستها  و مبارزه برای خروج از یتیمی و حامی شدن بدست می آید یا از قدر عافیت دانستن و شکر گزاری و جوانمردی و بارش کردن نعمتها بر سر و روی دیگران ...از این است که پیران ما می گویند : از انسان فقط یک اسم می مونه و بس . این جاودانگی اسم در عالم بالا باعث نورانیت ما میشود .حقیقت این است که زندگی به بهترین شکل به سخت کوشی و برنامه ریزی واستفاده بهینه از وقت همراه با داشتن نیت های بزرگ نیاز دارد ...به تفکر درست ...به تدبیر و در عین حال توکل بلند ...اینگونه فرد نه تنها صاحب یک اسم بلکه صاحب اسمها خواهد شد و خود را معطر از اسماء الله خواهد نمود و ظرف تجلی حضرت باری تعالی -خداوند آسمانها و زمینها! خواهد شد . آیا خدا برای بنده اش کافی نیست .  بندگی خدا ما را خوش گل می کند ...ما را به سمت تبعیت از نظام احسن دعوت می کند ...خداوند می فرماید : فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون الاحسنه......تمام سخنان مردمان دنیا یک طرف سخنان امیر المومنین ع یک طرف ...اسما حسنی همین 14 معصومند ...امام صادق ع : والله نحن اسما الحسنی ...تبعیت از آنها ما را وارد شاهرگ بهترین شکل از زندگی می کند ...کامل ترین بها و زیبایی و زندگی .


گاهی پیش می آید که غریبی سر راه ما قرار می گیرد یا فقیری یا بیماری و...گاهی به ما ظلم می کنند -آبروی ما را می برند ...اگردر چنین مواقعی  بهترین شکل کار را ارائه دهیم آنهم با توجه به وسعمان و چیزی که خدا  داده است ....با یک نیت بلند ...با یک نیت خالص ...این کار باعث نازل شدن برکات الهی و رحمتهای الهی خواهد شد ...موجبات رحمت و برکت و مغفرت همین چیزهاست ؟؟؟در واقع این رحمت و نزول برکت ناشی از آن کار نیک و شکل درست باعث عروج ما به یک سیستم بالاتر خواهد شد  ...ارتقا سیستم و چند بعدی شدن و تجلی بیشتر اسماء الله از ظرف وجود مان یعنی زندگی مبتنی بر ارائه بهترین شکل ...بهترین شکل عبودیت پروردگار و بهترین سبک زندگی همرا ه با چابک سازی و ساده سازی و شفافیت و بهینه سازی و چند برابر سازی ....این است زندگی .اللهم انی اسئلک موجبات رحمتک و عظائم مغفرتک والنجات من النار و من کل بلیه والفوز و الجنه و الرضوان فی دار السلام و جوار نبیک محمد و اله السلام.


حسن سهرابی

نگارش در تاريخ Sat 7 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
نگارش در تاريخ Wed 4 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

دانشجویی پرسید  : پس چرا با این همه عزاداری و دعا و مسجد... وضع مردم ما اینه ...چرا رحم کم شده و هر کس به فکر خویش است ... چرا شمعی وجود ندارد ؟


...
نه چوب کبریت روشن ...نه فانوس روشن ...فقط شمع ....شمع میسوزه و روشنایی میده ...اما چوب کبریت میسوزه و خاموش میشه ؟فانوس هم فقط نور میده ...هیچ حسی نداره ...ولی شمع ...حس داره ...نور داره ...سوز داره ...تازه ادم باهاش گریه هم می کنه ...شمع وجودت همیشه روشن .


گفتم : ما ۴ تا سفر داریم  و یک شهود اساسی :

۱- از خود به خدا ....مسیر تسلیم  ....اینجا خیلی از مردم ایران حضور دارند و به ظاهر دینداری اهمیت می دهند ...در اینجا طرف ممکنه سالی یک بار عمره بره با اینکه در فامیلش جوان مجرد فقیر وجود داره ولی اصلا ککش هم نمی گزه ...فکر می کنه فقط باید نماز خواند و روزه گرفت ولی هنگام معامله راحت دروغ می گه ...و گناه دروغ گفتن را به شمار نمی اورد ...اینجا بیشتر سرگرم دستورات بیرونی دین است و از مغز دین چیزی نمی داند . مردم ما در  ارتباط با این  نوع ادمها ...بیشتر  تحمل می کنند ...اینجا مثل فردی می ماند که کبریتی روشن نموده و در دل تاریکی نوری مشاهده می کند . یک کبریت روشن -همین .از خودش نور ندارد !لذا ترس و خوف حاکمه ...


. ۲- از خدا به خدا ....مسیر ایمان ....اینجا تعداد خیلی خوبی از مردم ما حضور دارند و از درون به صداقت و امانتداری و وفای به عهد پایبندند...به دستورات درونی دین هم توجه دارند  ...در کنار نماز و روزه و حج و زکات و خمس ...با صفات خدا نیز آشنا می شوند و و از خلق متعادلتری برخوردارند ...خیلی در دعا و افکار و مطالعه و تفسیر قران مشغولند و کمتر گزندی از انها به دیگران می رسد ...خصوصیت اصلی انها بی ازار بودن انهاست . اینجا بستر اخلاق است . در قبال خوبی خوبی می کنند و در قبال بدی فاصله می گیرند .مردم ما با این نوع ادمها دوست میشوند .اینجا فرد در دل تاریکی یک فانوس بدست گرفته و به سمت نور در حال حر کت است.یک فانوس روشن .همین .اینجا هم از خودش نور ندارد ...فقط نوررا  دوست دارد ! لذا غم و حزن حاکمه ...



 ۳- از خدا به مردم ....مسیر تقوی ....اینجا خیلی کم جمعیتند در کشور ما ...طرف با خدا آشنا شده و از صفات خدا مست شده ...از خودش می گذرد و به خلق خدا کمک می کند . اینجا بستر مکارم اخلاق است . در قبال خوبی و بدی مردم ...فقط خوبی می کند ... و شخص متقی مسیر پهلوانی و جوانمردی را طی می کند ...سخاوت و گذشت و صبر حرف اول را در این مسیر می زند ...جامعه ما به این افراد نیاز فوری دارد ...نیاز حیاتی ...مردم معنویت را در وجود این افراد باور می کنند ...اینجا فرد از غار تاریکی بیرون آمده و با نور حقیقی نورانی شده و خودش سراج منیر است و می تواند در سبدهای مردم نور بپاشد ...بدون بخل و خساست .یک پارچه نور کامل- همین .اینجا از خودش نور دارد ...مثل شمع میمونه و شمعهای خاموش دیگر را با دلسوزی روشن می کند ....یعنی ظرف نور خدا شده است ! و نورانیه ...لذا شادی و بهجت درونی داره ... الا ان اولیا االه لاخوف علیهم ولا هم یحزنون


۴- از مردم به خدا ....مسیر یقین ....تبعیت از اهل البیت ع را عین اطاعت از خدا می بیند ...اینجا خیلی خیلی کمند ...و قلیل من عبادی الشکور ...اینجا فرد در کنار راهنمایی مردم به سمت خدا دچار انواع بلاها می شود ...از حمله زبانی و زخم عاطفی  تا حمله جانی ...از ترور شخصیت تا ترور جانی ....اینجا حلم ورزیدن حرف اول را میزند ...استقامت داشتن و کم نیاوردن قوت قلبی این مسیر است ...راضی بودن ...شکور بودن ...مجاهد بودن ...برای ارتقا سیستم جامعه به سمت خدامحوری تلاش نمودن و وارد جهاد با کفار شدن و در نهایت شهید شدن آخر این مسیر است ...شهید جسمی یا شهید آبرویی ...مردم ما از چنین فردی تبعیت واقعی می کنند ...اینجا فرد در کنار پخش نور در سبدهای مردم با تاریکی نیز مبارزه می کند و جان و آبرویش را علاوه بر مالش میدهد  .یک مجاهد نورانی -همین...اینجا نزدیک است که خود ظرف فنا شود و تمام نورانی شود ...نور علی نور ...لذا در اوج سبکبالی و عروج الی الله است  ...یک مدلی از عقل مست ...

http://media.jamnews.ir/medium1/1392/01/25/IMG03083554.jpg


-ودر آخر نیز  شهوداساسی  ....اینجا عارف بالله است و مهربانتر از این فرد وجود ندارد ....اینجا مقام اتصال به مقام امام زمان عج است ...مقام اتصال به نور فاطمه زهرا س  ...یکپارچه محبت به خدا آنهم از نوع شدت دارش ...فوق العاده خاضع برای مومنین و بسیار حق گو -صریح البیان و صادق ...فوق العاده سختگیر  با دشمنان خدا ...مردم ما به  چنین کاریزمایی عشق می ورزند و مریدش میشوند .اینجا ولایت بوجود می آید چون محبت خدایی در قلبها به اوج میرسد .  ..مرشد حقیقی -عالم ربانی  


گفتم ما  فعلا به آدمهای پهلوان سیرت   خیلی نیاز داریم ...چه در ادارات ...چه در پستها ...در هر لباسی ...مردم تا تقوی نبینند ...تا سخاوت نبینند ...اعتماد نمی کنند  و باورهایشان رشد نمی کند و دفینه های عقلشان بالا نمی آید ...


بماند که در جامعه فعلی ما خیلیها در مسیر اول هستند ولی نقاب مسیر چهارم را به صورت میزنند . وقتی  تعدا د  گفتن کلمه من  شدت یابد- رحم کم میشود و کلمه من یعنی متوقف شدن در ابتدای مسیر اول ......

(یعنی غیر از من و خودش- در ته غار هنوز چیز بزرگتری ندیده!!!...اگر نور داشت ...می دید ...با چشم قلبش ...وقتی نور نیست فقط خودش را حس می کند ...فقط خودش را می بیند ...؟)


با این نوع نگرش -ما دچار عجب نمی شویم و همه انسانها را در مسیر می بینیم منتها یکی با شدت کمتر و دیگری با شدت بیشتر ...یکی با نور خیلی کم و دیگری با نور بیشتر ...انتقادها ی ما نیز بنیادی نخواهد بود بلکه بیشتر رتبه ای و مسیریست ...اینکه چرا سرعت حرکت به سمت نور کمه ...چرا طرف از خود نور نداره ...همه در چهارچوب مسیر است ...کسی را خارج از مسیر نمی بیند ...لذا نمی گوید : من از او بهترم ...اصلا مقایسه نمی کند ...نمی گوید جوانها در فسادند ؟؟؟...چون نمی داند دقیقا طرف مقابل روی کدام پله ایستاده ...لذا تواضع داره ...و تحلیلهایش از ظرافت منصفانه برخورداره ...و این به معنی خنثی بودن نیست ...در کل یک معیار حقیقی دارد ...هر کس با مسیر چهارم و پنجم در گیری نداشته باشد ...از نظر او دارای احترام است : انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ....هر کس با امام در جنگ باشد ...با اودر جنگیم و هر کس با امام در صلح و آشتی باشد با او در حال صلح و آشتی هستیم .

در قران کریم -آیه الکرسی نیز می گوید که خداوند ولی کسانی است که ایمان دارند و آنها را از ظلمات به سمت نور می کشاند ....ظلمات یعنی همین در جا زدنها در مسیر ....ظلمات یعنی همین توهم رسیدنها در دل این بی نهایت مسیرها و نرسیدنها ...ظلمات یعنی همین نقاب زدنها در مسیر ...و نکته در اینجاست : مهم در ظلمات بودن نیست ...مهم در مسیر بودن است ...اگر در مسیر باشیم حتی در ابتدای مسیر اول ...فضل و رحمت خداوند آنچنان است که شخص را در مسیر جلو می برد تا سر انجام به شهر علم و نور برسد و از نور به نور علی نور و همینطور برو جلو ....تا به خالق نور نزدیک و قرب پیدا کنی ...!

مراقب باشیم با قضاوت در مورد مدل دینداری مردم در تاریکی متوقف نشویم ؟مراقب باشیم کسی را خارج از مسیر نبینیم مگر انکه ان فرد محورمسیر را که همان امام علیه السلام است را ندید بگیرد ...تمام عرفانهای دروغ گو و کاذب در یک چیز مشترک اند ...آنها امام را بعنوان محور مسیر شریعت یا طریقت نمی بینند ...به قول معروف نخ تسبیح که کشیده شد کار دانه ها سرگردانیست !

 گفتم : شما و بنده و بقیه دوستان واقع در این مجلس ...چنین کنیم ...روزی یک هزار تومان که در سال بگذاریم کنار میشود ۳۶۰ هزار تومان ...ببینید با ۳۶۰ هزار تومان چه کارهای خیری می شود کرد ؟ ۱

- ذبح گوسفند و نذر گوشت آن در خانه فقرای محل

۲- خرید کتاب و هدیه به بچه های با هوش فقیر محل

۳- خرید هدیه مناسب برای پدر و مادر

 ۴- پخت آش یا شله زرد و جمع کردن همه فامیل و یک صله رحم جانانه

۵- خرید یک تکه از جهازیه یک دختر یتیم ۶....

 با ۳۶۰ هزار تومان اگر فقط یکی از این کارها را بکنیم روح مان سبک میشود و مقدمات و موجبا ت بارش رحمت الهی مهیا می شود ...شاید سال بعد روزی دو هزار کنار گذاشتیم و همین طور ادامه دهیم ...بعد از ده سال کلی برکت در زندگی ما خواهد بود و نزد خدا از آبروی بیشتری بر خوردار خواهیم بود و ان شا الله سخاوت را با روح خود قرین خواهیم کرد و به ملکوت اعلی پر خواهیم کشید .به همین سادگی میشود وارد حوزه مکارم اخلاق شد . تا یار که را خواهد و میلش به که باشد .

 حسن سهرابی

نگارش در تاريخ Sat 30 Nov 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


سخن زيبايي از بوعلي سينا نقل مي كنند كه:

 اگرانسان در گفتار ونوشتار ودر همه بخش هاي سنت وسيرتش راستگو باشد. خوابهاي راست مي بيند.

علامه جوادي آملي با اشاره به اين سخن ، مي فرمايند : ما اگر خواسته باشيم ببينيم راستگو هستيم يانه ؟ راههايی دارد و يكي از آنها، بررسي خوابهايمان است.

نگارش در تاريخ Sat 30 Nov 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
امام علی ع :     10 خصلت نیكو  در سگ وجود دارد؟؟؟:




ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Tue 26 Nov 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
کلهم نور واحد؛

امامان دو خلقت را خداي متعال در آن‌ها قرار داده است. خلقت نوري و دیگری خلقت خلقي. خلقت خلقي اباعبدالله الحسين در روز سوم شعبان اتفاق افتاده است. اما خلقت نوري امام حسين قبل از اين‌كه زماني و مكاني باشد، آسماني، بهشتي و جهنمي باشد...

 
 
 
این‌جا از من دلیل علمی می‌خواهید، من بلد نیستم.
برهان بلد نیستم.
 از هزاران بالاتر از من بخواهی عاجزند.
ما فقط این‌جا سر می‌ساییم به آستان مقدسه وروایات معتبری که از ناحیه اهل بیت رسیده و اعتبار کامل دارد. احادیث ما سنگین است .

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 20 Jul 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

تناسب و هماهنگي اعداد در قرآن كريم از جنبه هاي اعجاز اين كتاب مقدس است كه هر روز موارد بيشتري از آن مورد كشف و شناسايي قرار مي گيرد . از نمونه هاي اين سيستم اعجازي مي توان به تساوي و توازن در كلمه (( محبت )) اشاره كرد . نكته عجيب اين است كه خداوند حكيم 16 آيه از كتاب خود را به " كساني كه دوست دارد " و 16 آيه را به " كساني كه دوست ندارد " اختصاص داده است . به اين معنا كه در قرآن مجيد عبارت (( الله يحب )) يعني (( خداوند دوست دارد )) 16 بار وعبارت معكوس  (( الله لا يحب )) يعني (( خداوند دوست ندارد )) نيز به همان تعداد يعني 16 بار تكرار گرديده است !! اين آيات بر حسب ترتيبشان در قرآن كريم به صورت زير مي باشند :

الف ) عبارت ((الله يحب)) 16 بار در آيات زير تكرار شده است :

 1- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) [البقرة: 195].

2- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ) [البقرة: 222].

3- (فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ) [آل عمران: 76].

4- (وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) [آل عمران: 134].

5- (وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ) [آل عمران: 146].

6- (وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) [آل عمران: 148].

7- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ) [آل عمران: 159].

8- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) [المائدة: 13].

 9- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ) [المائدة: 42].

10- (وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) [المائدة: 93].

11- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ) [التوبة: 4].

12- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ) [التوبة: 7].

13- (وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ) [التوبة: 108].

14- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ) [الحجرات: 9].

15- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ) [الممتحنة: 8].

16- (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ) [الصف: 4].

ب ) عبارت ((الله لا يحب)) نيز 16 باردرآيات زير تكرار شده است:

1- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ) [البقرة: 190].

2- (وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ) [البقرة: 205].

3- (وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ) [البقرة: 276].

4- (فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ) [آل عمران: 32].

5- (وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ) [آل عمران: 57].

6- (وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ) [آل عمران: 140].

7- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا) [النساء: 36].

8- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا) [النساء: 107].

 9- (وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ) [المائدة: 64].

10- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ) [المائدة: 87].

11- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ) [الأنفال: 58].

12- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ) [الحج: 38].

13- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ) [القصص: 76].

14- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ) [القصص: 77].

15- (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ) [لقمان: 18].

16- (وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ) [الحديد: 23].

آيا اين تناسب دقيق وعجيب مي تواند تصادفي و كوركورانه باشد ؟ اين تساوي عددي در تكرار كلمه "محبت " نشان مي دهد كه خداوند متعال ذره اي به بندگانش ظلم  نمي كند و اين كتاب از سوي او نازل گرديده است .

---------------------

www.kaheel7.com/fa

 

نگارش در تاريخ Wed 7 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

بنابر «وحدت تشکیکی وجود»، کثرت در وجود نیز مانند وحدت آن حقیقی است؛ یعنی وجود - در عین وحدت - دارای مراتب بی‌شماری است که از عالی‌ترین مرتبه یعنی وجود واجب‌الوجود که در شدت وجودی نامتناهی است، آغاز شده و به ماده اولی که پایین‌ترین مرتبه وجودی است، ختم می‌گردد (همان، ص91).

هریک از این مراتب وجود، عالَمی از عوالم هستی است؛ اما فیلسوفان، هستی را به عوالم کلی تقسیم کرده‌اند تا تحت حصر درآید. مثلاً تمام اجسام با اینکه اجناس و انواع متعددی هستند، یک عالم به شمار می‌روند؛ زیرا هیچ نوعی از این انواع و هیچ جنسی از این اجناس، احاطه وجودی بر انواع و اجناس دیگر ندارد و از این روست که از نظر فیلسوفان، تمام موجودات طبیعت در عرض یکدیگر به شمار می‌روند، نه در طول هم (مطهری، 1386، ج6، ص1057).

به باور ملاصدرا هستی مانند دایره‌ای است که دارای دو قوس است: قوس نزول و قوس صعود؛ زیرا ذات خداوند همچنان‌ که فاعل اشیاست، علت غایی آنها نیز هست (الشیرازی، 1354، ص206-205). ملاصدرا در توضیح چگونگی آفرینش و ایجاد دنیا و آخرت بیان می‌کند که خداوند در ابتدا مبادی کائنات را ابداع کرد و سپس عواید آن را عکس مبادی ایجاد نمود؛ ازاین‌ رو «قوس نزول» یعنی ایجاد موجودات از خداوند و «قوس صعود» یعنی بازگشت موجودات به خداوند، عکس یکدیگرند.

ملاصدرا در توضیح قوس نزول بیان می‌کند که وجود اشیا افاضه ذات خداوند است و آنگاه که این افاضه صورت می‌پذیرد، مراتب عالَم از اشرف به اخس ایجاد می‌شود؛ یعنی هر موجودی بهره خود را از وجود دریافت می‌کند؛ وجودی که سزاوار اوست و مرتبه‌اش در هستی را مشخص می‌کند. مراتب موجودات در قوس نزول عبارت است از عقل، نفس فلکی، طبیعت و ماده. این مراتب در قوس صعود از ماده آغاز شده و به عقل ختم می‌شود؛ یعنی مراتب از ماده اولی آغاز شده، تا جسم و نبات و حیوان و انسان که دارای عقل است، ادامه می‌یابند. بنابراین ابتدای وجود از عقل آغاز می‌شود و به عقل نیز خاتمه می‌یابد و مابین این دو، مرتبه‌ها و منزل‌های بی‌نهایت است:

هو الفاعل الحقیقی فی إنشاء هذه النشأة إلا أنه شرع فی إنشائها و ما بعدها بعد استیفاء مراتب الموجودات فأبدع منه أولا مبادئها ثم أرجع إلیه عوائدها فکانت النهایة علی عکس البدایة فکانت عقلا ثم نفسا ثم طبیعة ثم مادة فیعود متعاکسة کأنها تدور علی نفسها جسما مصورا ثم نباتا ثم حیوانا ذا نفس ثم إنسانا ذا عقل فابتدأ الوجود من العقل و انتهی إلی العاقل و فیما بینهما مراتب و منازل (همان، 1382، ج1، ص 180).

در تعبیری دیگر که ملاصدرا آن را از عارفان وام گرفته است، هستی دارای سه مرتبه است: وجود حق، وجود مقیّد و وجود مطلق (قیصری، 1375، ص 172). مرتبه اول وجودی است که تعلق به غیر خود نداشته و مقید به هیچ قیدی نیست. این مرتبه همان وجودی است که شایستگی مبدأ بودن برای سایر موجودات را دارد. مرتبه دوم وجودی است که تعلق به غیرخود داشته و شامل عقول، نفوس، طبایع مواد و اجسام می‌شود؛ سومین مرتبه وجود «وجود منبسط» است که در اصطلاح اهل عرفان «نَفَس رحمانی» نام دارد. وجود منبسط، نخستین صادر از علت نخستین بوده و اصل عالم آفرینش و حیات و نور ساری در تمام آسمان‌ها و زمین است و در هر موجودی به حسب استعداد آن جریان می‌یابد (الشیرازی، 1382، ج1، ص70)

مظاهر وجود از دیدگاه ملاصدرا

تمام آنچه که ملاصدرا در مورد مراتب وجود و بنابر «وحدت تشکیکی وجود» بیان کرده است، بنابر «وحدت شخصی وجود» در مورد مظاهر وجود نیز می‌توان گفت. وحدت شخصی وجود به این معناست که تمامی کائنات که خود دارای مراتب بسیارند، وجهی از وجوه خداوند هستند. خداوند، حقیقت است و باقی، شئون او؛ خداوند اصل است و ماسوای او ظهورات و تجلیات او هستند؛ چنان که در آیه کریمه فرموده است: «هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن» (حدید، 3). در دعا وارد شده است: «یا هو، یا من هو، یا من لیس هو إلا هو» (الشیرازی، 1363، ص 53).

از نظر ملاصدرا گفتن «یا هو» در واقع اعتراف به این نکته است که در هستی جز خداوند وجود ندارد؛ زیرا اگر چیز دیگری جز خداوند وجود داشته باشد، ضمیر «هو» صلاحیت ارجاع به او نیز دارد. بنابراین گفتن «یا هو» حکم بر این است که غیر از خداوند، عدم محض و سلب مطلق است2 (همو، 1375، ص418) . ملاصدرا «لا إله إلا الله» را شهادت عوام و «لا هو إلا هو» را شهادت خواص می‌داند. تفاوت این دو شهادت این است که اولی نفی صفات الهی از غیر «الله» است؛ اما دومی نفی وجود از ماسوی الله است که متضمن نفی کمال وجودی از غیر خداوند است. و این توحیدی برتر از اوّلی است (همو، 1363، ص2433).


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Wed 7 May 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
گفتاری از آیت الله قرحی :

وقتی موسی فهمید که او، علم لدنی دارد، «قالَ لَهُ مُوسى‏ هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً»، به او گفت: آیا می‌توانی از آن علم لدنی خود به من بدهی؟ «قالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطیعَ مَعِیَ صَبْراً»، گفت: تو هرگز نمی‌‏توانی با من شکیبایی کنی! «وَ کَیْفَ تَصْبِرُ عَلى‏ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً» و چگونه می‌توانی در برابر چیزی که از رموز آن، اصلاً علم و آگاهی نیافتی، صبر کنی؟! «قالَ سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصی‏ لَکَ أَمْراً»، موسی گفت: إن‌شاءالله من را صابر می‌بینی و هیچ موقع با امر تو مخالفت نمی‌کند. حالا آمد و آن قضایا که می‌دانید، اتّفاق افتاد.

 

پیامبر عظیم‌الشّأن، خاتم الأنبیاء، حضرت محمّد مصطفی(ص) فرمودند: «عِلمُ الباطِنِ سِرٌّ مِن أسرارِ اللّهِ عَزَّوجلَّ و حُکمٌ مِن حُکمِ اللّهِ، یَقذِفُه فی قُلوبِ مَن شاءَ مِن عِبادِهِ»، علم باطنی، سرّی از اسرار الهی است و حکمی از احکام خدا نیز می‌باشد که حکم معنی حکمت هم می‌دهد و به تعبیری، حکمتی از حکمت‌های خداست.

باز هم در اینجا همان بحث «کلمة واحدة تدلّ علی معانٍ مختلفة» است. اتّفاقاً می‌گویند: حکم را هم به این خاطر حکم می‌گویند که قاضی، با آن ادلّه‌ای که دارد، از جمله هوش خودش، به حکمت رسیده و بیان می‌کند. برای همین است که می‌گویند: کار قاضی بسیار سخت است.

«یَقذِفُه فی قُلوبِ مَن شاءَ مِن عِبادِهِ»، خدا در دل هر کسی از بندگانش که بخواهد، قرار می‌دهد که معلوم است کدام بندگان هستند. مگر نمی‌گوییم: «الْعِلْمُ‏ نُورٌ یَقْذِفُهُ‏ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاءُ»؟ این هم همان‌طور است. لذا باید آمادگی داشته باشد...............


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 6 Apr 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
نگارش در تاريخ Sun 6 Apr 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
نگارش در تاريخ Mon 17 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

 ما غم شما را به امید تبدیل می کنیم .مرکز پیشگیری از خودکشی CVV - رویدادهای فرهنگی - طراحی‌های خلاقانه

نگارش در تاريخ Sat 15 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

اينجاست كه عزرائيل عليه السلام ، تلخي مرگ را مي چشد و مي گويد: اگر مي دانستم مرگ به اين تلخي است، با مؤمنان بيشتر مدارا مي كردم....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Thu 13 Feb 2014 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
امروز سوالات خاصی دارم که جوابهای خاص پیدا می کنم ...هنوز فرصت تفکر روی این موضوع را پیدا نکرده ام ...فعلا باشد تا بعد ...؟



روزی به اتفاق یكی از عباد صالح خدارحمه‌الله رفتیم خدمت حضرت آیت الله بهجت. یكی از دوستان از این بنده صالح خدا سؤال كرد: شما «طی الارض» دارید؟ در جوابش فرمود: بالاتر از «طی الارض» دارم! پرسید: چیست؟! فرمود: «محبت خدا» را دارم كه بالاتر از طی الارض است. آقای بهجت نیز عاشق خدا بود. قلب نورانی‌اش مملوّ از محبت خدا بود. آن بندگی و آن تقوا، حاصلش این می‌شود........

منبع : http://www.jinian.blogfa.com/post/212


حقيقت طي الأرض وقاليچه حضرت سلیمان......ادامه مطلب
مطالبي که ذيلاً پيرامون طی الارض حضورتان تقدیم می گردد سوال وجوابهایی است میان حضرت علامه طهراني واستاد برزگوارشان حضرت علامه طباطبايي که در کتاب مهرتابان تاليف علامه طهراني به رشته تحریر در آمده است...



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Mon 30 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

پروژه رسانه ای دین نوین جهانی در سه مرحله تنظیم شده است:

آشوب باورها، تثبیت مفاهیم اولیه، معرفی نظامِ نوین ارزشی

این سه پلکان، الگویی کلاسیک و شناخته شده برای هر تحول بنیادین در ساختار باورهای جامعه هدف می‏باشد.


آشوب باورها:

در مرحله آشوب، انبوهی از باورهای متکثر و متنوع و الگوهای معرفتی گوناگون به سوی مخاطبان نشانه گرفته می شود. این اقدام سبب می شود پس از مدتی مخاطبان دچار سردرگمی در باورها شوند. هجمه آموزه ها و باورهای گوناگون سبب می شود که جامعه هدف نتواند آموزه های بومی و قابل قبول خویش را از غیر آن تشخیص دهد و یا در تفسیر آموزه های بومی به اندازه های با تنوع و تکثر مواجه می شوند که ارتباط متعصابه خود را با آنها از دست می دهد. آشوب باورها همواره در الگوی جنگ نرم مرحله پیشین و ضروری برای استقرار باورهای نوین است.

آشوب باورها همواره در الگوی جنگ نرم مرحله پیشین و ضروری برای استقرار باورهای نوین است.


خدا‏شناسی (توحید)، فرجام‏شناسی (معاد و تقدیرفردی و تاریخی)، مرجع‏‌شناسی (نبوت و امامت)، جهان‏شناسی (مراتب فیزیکی و متافیزیکی خلقت)، مبدأ‏شناسی (چگونگی حضور انسان بر روی زمین و راز تولد نفس انسانی در ضمن یک فرایند طبیعی) و انسان‏‌شناسی (رابطه نفس و بدن، قوای انسانی، رابطه انسان و مبدأ آفرینش او) از جمله مفاهیم بنیادینِ دینی است که سینمای آمریکا در دو دهه گذشته به طور عام و در ده سال گذشته به صورت خاص و متمرکز به پیاده سازی نظریه آشوب درباره آنها پرداخته است.

      
تمامی فیلم ها و سریال های متعلق به کانون های فیلم سازی امریکا که به مضامین جادوئی، ادیان و اسطوره‏های سحرآمیز باستان، پیشگوهای دنیای نو و باستان، انجمن های رازآمیزگرا، زندگی پس از مرگ، قدرت‏های فراطبیعی انسان های خاص، حیات معنوی و فرقه های نو می پردازد، هر یک در واقع محقَق ساختن بخشی از مرحله آشوب باورها را عهده دار هستند. کارکرد آشوب ساز این گونه تولیدات با توجه به فقدان تبیین کافی از آموز های اصیل بومی در سالهای گذشته، دوچندان می شوند. 


تثبیت مفاهیم بنیادین نوین:

این مرحله زمانی است که آشوب باورها به طور نسبی حاکم شده باشد. زمانی که شما خودتان عامل آشوب بوجود آمده باشید، این امکان را دارید که چند نقطه اتکا را به عنوان مفاهیم اولیه نظام ارزشی آینده، مورد تأکید قرار دهید. زمانی که مفاهیم اصیل دینی با خرافه و تخیل و موهومات منتشر شده توسط فیلمها به هم آمیخته شد و آشوب حاکم گشت، زمان آن می رسد که توجه مخاطب به چند مفهوم اولیه و بنیادین جلب شود و آنها را نسبت به سایر مفاهیم موجود قابل قبول تر بداند. این مفاهیم در واقع شالوده نظام ارزشی یا آئین جدیدی است که قرار است در مرحله بعد ارائه شود. حلول روح هستی در کالبد جسمانی، بازتولد روح یا تناسخ، تعادل با موسیقای هستی و ایمان به قدرت درون و مراقبه باطنی، از جمله مفاهیم اولیه دین نوین جهانی است که باید در مرحله دوم به تثبیت برسد. در این مرحله که از نظر زمانی می توان با مرحله آشوب همراه باشد، این مفاهیم در ذهن مخاطبان به عنوان آموزه هایی قابل پذیرش و نزدیکتر به واقع تثبیت می گردد تا در مرحله سوم آئین نوین بر پایه آنها بنا شود.

مفاهیم بنیادین اولیه برای دین نوین جهانی با ظرافت قابل توجهی در تاروپود درام های تولید شد در کانون های فیلم سازی مذکور، گنجانده شده اند. به عنوان مثال تولیداتی نظیر Tru Calling (series),  Push (2009), Painkiller Jane (2007), Dead Zone (series) این مأموریت را بر عهده دارند که پیش شرط های روانی لازم را برای ایمان به رهبران معنوی جدیدی همچون Alberto Villoldo که شاگردان او چندین سال است که در ایران نیز فعال شده اند، در ذهن مخاطبان مهیا سازند. این رهبران پیشگو و غیبگو مبلغان آموزه های دین نوین جهانی خواهند بود.


ارائه نظام ارزشی جدید:

مرحله سوم ارائه نظام ارزشی جدید و ساختار نوین به عنوان یک مجموعه واحد و منسجم است که به طور رسمی و فراگیر جایگزین نظام ارزشی پیشین می شود. در این مرحله بر اساس یک تئوری پساساختارگرایانه، لزوما نیازی نیست ساختار پیشین شکسته شود و ساختار ارزشی نوین جایگزین آن گردد، بلکه در صورتی که بتوان نظام ارزشی جدید و محتوای مورد نظر را در همان ساختار قدیم گنجاند، سناریوی موفق تری به انجام رسیده است. 

آنچه که به مرحله ارائه ساختار نوین مربوط می شود، فیلم هایی هستند که به مخاطب القاء می کند آئینی که در اختیار اوست نمی تواند پاسخگوی نیازها و زُداینده مشکلات باشد، بلکه باید آئینی جدید را جستجو نمود که از بنیان متفاوت است. فیلمهایی چون Avatar (2009)، The Book of Eli (2010) و 2012 (2009) به این مرحله از پروژه دین نوین جهانی تعلق دارند و زمینه پذیرش یک ساختار معرفتی تازه را در اذهان مخاطبان فراهم می سازند.


پیاده سازی این ایده در خصوص آموزه های اسلامی بویژه آموزه مهدویت به دهه سوم قرن بیستم باز میگردد. آلیس بیلی اولین باد در سال 1925 بر اساس آموزه های تئوسوفیستی- کابالایی، منجی را در ادیان مختلف از جمله اسلامی همان انکشاف هفتم حلقه های خلقت معرفی کرد که تئوسوفی در ساختاری غیرتوحیدی به توضیح آنها می پردازد. همانطور که گفته شد هرچند این جریان دست کم قریب به یک قرن پشتوانه فکری و مکتوب دارد ولی ظهور رسانه ای و عمومی آن به دهه گذشته بازمیگردد و پس از این گسترده تر و عمیقتر مشاهده خواهد شد.

به نقل از مشرق

http://www.hoviatema.ir/News/Item/90/17/90.html

نگارش در تاريخ Mon 30 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


عکس شکوفه های بهاری 11 عکس های شکوفه های بهاری

اگر خوش خلقی تجسم می‌یافت، زیباترین مخلوق بود.رسول الله ص

شبيه ­ترين شما به من خوش­خوترين شما است.رسول الله ص


«ذلّلوا اخلاقکم بالمحاسن و قودوها الی المکارم»

;یعنی اخلاق خود را در آغاز با صفات حمیده و محاسن اخلاق رام کنید

و سپس آن را به سوی مکارم اخلاق و معالی عالی و ملکات نفسانی انسانی سوق دهید.

امام علی ع 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 29 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
 


   دردم از یار است و درمان نیز هم            دل فدای او شد و جان نیز هم

                      هر دو عالم یک فروغ روی اوست               گفتمت پیدا و پنهان نیز هم


منبع :

http://ebrahimi-dinani.blogfa.com/post-228.aspx


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 29 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

اَللّــــــهُمِّ صَلَّ عَلی مُحمــــــد وَ آلِ مُحَمَّدٍ ما دَامَتِ الصَّلَواتِ وَ صَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمــَّدٍ ما دامَتِ البَرَکاتِ وَ صَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمّــــَدٍ ما دامَتِ الرَّحمهِ اَللّهُمَّ صَلَّ عَلی رُوحِ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی الاَرواحِ وَ صَلِّ عَلی جَسَدِ مـُحَمـــَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی الاَجسادِ وَ صَلِّ عَلی قَبرِ مُحَمــــــَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی القُبَورِ وَ صَلِّ عَلی صُورَهٍ مُحَمُّدٍ وَ آلِ مُحَــــــمُّدٍ فِی الصُّوَرِ وَ صَلِّ عَلی تِربَهِ مُحَمّــــِدٍ وَ آلِ مُــحَمَّدٍ فِی التُّرابِ وَ صَلِّ عَلی نُورِ مُحَمـَّدٍ وَ آلِ مُحَمـــــــَّدٍ فِی الاَنــــوارِ بِرَحمَـــــتِکَ یا اَرحـــــَمَ الــرّاحِمـــــــین

آدرس این صلوات را هر کس می دونه به من هم بگه .

از حضرت امام رضا علیه السلام روایت شده ، اگر کسی این صلوات را در قبرستان مسلمین یکبار بخواند تا ده سال و اگر دو بار بخواند تا چهل سال واگر سه بار بخواند تا ابد از عذاب آن قبرستان برداشته می شود واگر بر سر قبر پدر ومادر خوانده شود حق آنها ادا شده است.


اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ مادامَتِ
خدایا درود فرست بر محمّد وخاندان محمّد،مادامی که
الصَّلواتُ وَ صَّل عَلی مُحَمَّدٍ و آلِک
صلوات است. ودرود فرست بر محمد و خاندان
مُحَمَّدٍ مادامَتِ البَرَکاتُ وَ صَلِّ
محمد مادامی که برکات است. درود فرست
عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ مادامَتِ
بر محمّد وخاندان محمّد،مادامی که
الرَّحمَةُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی رُوحِ مُحَمَّدٍ
رحمت است خدایا درود فرست بر روح محمّد
وَآلِ مُحَمَّدٍ فِی الاَرواحِ ، وَصَلِّ عَلی
و خاندان محمّد در میان ارواح ، و درود فرست بر
جَسَدِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی الاَجسادِ
جسد محمّد وخاندان محمّد در میان اجساد.
وَصَلِّ عَلی قَبرِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمّدٍ
ودرود فرست بر قبر محمّد وخاندان محمّد
فِی القُبُورِ، وَ صَّل عَلی صُورَةِ مُحَمَّدٍ
و در میان قبور درود فرست بر صورت محمّد
وَآلِ مُحَمّدٍ فِی الصُّوَرِ، وَصَلِّ عَلی
خاندان محمّد در میان ارواح . ودرود فرست بر
تُربَةِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ فِی التُّرابِ
تربت محمّد در میان تربت ها
وَصَلِّ عَلی نُورِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
دورود فرست بر نور محمّد و خاندان محمّد
فِی الاَنوارِ ، بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ 
در میان انوار ، به حق رحمتت ای مهربانترین
الرّاحِمینَ .
مهربانان .

نگارش در تاريخ Sun 29 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


ان اکرمکم عند الله اتقاکم


تقوا؛ دستگاه جذب نعم دائمی الهی

یک مثال بزنم، در مثال مناقشه نیست، به نظر شما آیا اتم در این به ظاهر صد سال اخیر به وجود آمد یا اینکه اصلاً اتم موجود بود و ما اطّلاع نداشتیم و حالا آن را کشف کردیم؟ موجودیّت اتم بود، خیلی چیزها در عالم از همان روز اوّل غارنشینی و از روز اوّل هبوط به زمین بوده و ما اطّلاع نداشتیم و به مرور بشر این‌ها را کشف می‌کند. لذا اختراع را هم گفتیم که اصلاً عنوان خارجی به این عنوان وجود ندارد، کشف است، خلقی نیست، خلق مِن ناحیه الله تبارک و تعالی است و ما کشف می‌کنیم، حالا طرق بهره‌برداری‌اش را هم خدا عنایت می‌کند و إلّا کشف است.

پس نعم الهی همیشه هست، ما در ماه مبارک رمضان آن‌ها را کشف می‌کنیم و إلّا این طور نیست که نعمت‌ها در ماه مبارک رمضان به وجود آید.

کما اینکه الآن اصوات در عالم هست، منتها من و شما این اصوات را نمی‌شنویم، این را اوّل از طریق دستگاه رادیو جذب می‌کنیم، بعد تقویت می‌شود که من و شما بشنویم و إلّا همه این‌ها در عالم موجود است، ولی من و شما نمی‌بینیم. حتّی گاهی با هم اشتباه می‌شود، گفتم: گاهی شما یک شماره‌ای را می‌گیرید، امّا اشتباه می‌شود.

البته این هم نکته مهمی است که ارتباط اعداد با حروف از لحاظ علمی چیست؟! حالا عدد را می‌گیری، می‌گویی: سلام علیکم - که خوب است اوّل همان سلام علیکم را به جای الو بگوییم، چون الو هم همان hello  بوده است - او سلام می‌کند، ما هم سلام می‌کنیم؛ بعد یکدفعه می‌بینی قاطی می‌شود و به تعبیری خط روی خط می‌شود. شما یک شماره‌ای گرفتی، ولی روی یک شماره دیگری افتاد، اتّفاقاً می‌گویی: آقا! من شماره شما را گرفتم، امّا کس دیگری برداشت. او هم می‌گوید: اتّفاقاً من هم گوشی را برداشتم، کس دیگر داشت صحبت می‌کرد.

پس معلوم است اصوات موجود است و از اول هم بوده، ولی آن چیزی که توانست این را جذب کند، دستگاه است. دستگاه وجودی ما به تقواست که می‌تواند همه نعم الهی را جذب کند.

می‌دانید علّتش چیست که فرمودند: «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون» شاید متقّی شوید؟ یعنی اگر این مقام تقوا در شما به وجود بیاید، گیرایی‌تان قوی می‌شود و براساس آن، نعم را می‌گیرید. برای پروردگارعالم، هیچ فرقی بین عرفای عظیم‌الشّأن، مثل آیت‌الله بهجت، آیت‌الله خوشوقت و امثالهم - که در زمان خودمان بودند و بیشتر با آنان مأنوسیم - با من که هیچ چیزی از این معارف درک نمی‌کنم، قائل نیست. خداوند می‌خواهد که همه ما، از آن نعم بهره‌برداری کنیم، منتها دستگاه طهارت روح و تقوای اولیاء خدا، گیرایی زیادی دارد و می‌تواند جذب کند، ولی برای من ضعیف است!

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر مدرسه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران

http://www.safirekerman.com/news/1392-05-17/news4626.aspx

نگارش در تاريخ Sun 8 Dec 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi



جملاتی از مولا حسین ع  

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Wed 27 Nov 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


استاد مطهري "ره" در تفسير عرفاني وحدت وجود مي فرمايند : "وحدت وجود ازآن انديشه هايي است كه كمتر كسي به عمق آن پي برده و پي مي برد (اين را بايد بدون تعارف گفت) ... بسيار بسيار كمند افرادي كه بتوانند تصور صحيحي از وحدت وجودي كه عرفا دارند، داشته باشند؛ از مستشرقين گرفته تا غير مستشرقين. شما ببينيد هميشه مستشرقين و عده اي از غيرمستشرقين خودمان اين وحدت وجود را چيزي تعبير مي كنند به نام حلول و اتحاد ... " و در ادامه سه بيان براي وحدت وجود بيان مي كنند :
      بيان اول :
      متوسطين از عرفا احياناً مي گويند وحدت وجود يعني وجود منحصر است به وجود حق (ليس في الدار غيره ديّار)، اما به اين معنا كه هر موجودي غير از خدا هر چه از عظمت كه داشته باشد، بالاخره يك موجود محدودي است، ذات حق وجود لايتناهي است، كمال لايتناهي است، عظمت لايتناهي است ... اگر موجوات را با يكديگر مقايسه كنيم، يكي بزرگتر است،‌يكي كوچكتر؛ مثلاً وقتي يك نهر را با يك دريا مقايسه مي كنيم، دريا بزرگتر است و نهر كوچك. محدود با محدود مي تواند نسبت داشته باشد، اما محدود با نامحدود اصلاً نسبت ندارد ... عارف وقتي عظمت لايتناهي حق را شهود مي كند، علم لايتناهي، قدرت لايتناهي، كمال لايتناهي ... متناهي در مقابل لا يتناهي، اصلاً نسبت ندارد. حتي گفتن اينكه اين بزرگتر است از آن، درست نيست... اگر آن وجود است، اينها ديگر وجود نيست، اگر آن قدرت است اينها ديگر قدرت نيست.
      يكي از شعرهاي معروف سعدي در بوستان، پيرامون همين وحدت وجود است :
ره عقل جز پيچ در پيچ نيست       بر عارفان جز خدا هيچ نيست
توان گفتن اين با حقايق شناس      ولي خرده گيرند اهل قياس
كه پس آسمان و زمين چيستند؟!     بني آدم و ديو و دد كيستند؟!
پسنديده پرسيدي اي هوشمند       جوابت بگويم گر آيد پسند
كه خورشيد و دريا و كوه و فلك       پري آدميزاد و ديو و ملك
همه هر چه هستند از آن كمترند       كه با هستي اش نام هستي برند
      بيان دوم :
      وحدت وجود نه به معناي اينست كه وجود منحصر به ذات حق است، بلكه معنايش اينست كه همه موجودات، موجودند به يك حقيقت، كه آن حقيقت وجود است، ولي حقيقت وجود مراتب دارد، يك مرتبه او واجب است و يك مرتبه ممكن، يك مرتبه غني است و مراتبي از او فقير؛ پس وحدت وجود حقيقت واحد است، ولي اين حقيقت ذي مراتب است.
      بيان سوم :
      نظر سوم در وحدت وجود، همان نظريّه خاص عرفاست و آن اينست كه وجود واحد من جميع الجهات و بسيط مطلق است، هيچ كثرتي در آن نيست، نه كثرت طولي و نه كثرت عرضي، نه كثرت به شدت و نه ضعف و نه به غير شدت و ضعف، حقيقت وجود منحصراً واحد است و او خداست، وجود يعني وجود حق، غير از حق هر چه هست، وجود نيست، نمود و ظهور است... هستي نماست نه هستي، مثل مظهري است كه در آيينه پيدا مي شود. اينست كه عارف وجود را از غير حقّ، سلب مي‌كند و غير حقّ را فقط نمود و ظهور مي داند و بس."(1)
     
منابع و مآخذ :
1. عرفان حافظ، استاد مرتضي مطهري، ص88-93. براي توضيح بيشتر به اصول فلسفه و روش رئاليسم مراجعه كنيد.


منبع مطلب : اینترنت

نگارش در تاريخ Sat 23 Nov 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

چهار رکن خوش اخلاقی


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Tue 19 Nov 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

« و كان حقا علينا نصر المومنين » ( روم/47):

ياري كردن مومنان بر عهده ي ماست .


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 10 Nov 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

غزالی داستانی دارد.می گوید:شخصی به بانویی بشدت اظهار علاقه کرد. آن زن در جواب گفت: من خواهری دارم بسیار زیباتر و جمیل تر از خودم که پشت سر تو در حال حرکت است. برگرد نگاهش کن. تا برگشت، یک مشت خاک ریخت بر صورتش و گفت این بود عشق تو؟ ..........ادامه مطلب


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Tue 22 Oct 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

از نظر بنده دوست داشتن بالاتر از عشق است . کسی که عاشق می شود ...معمولا از دور عاشق شده و زیاد نزدیک نشده .لذا فقط جذب زیباییهای طرف شده
...ولی کسی که دوست دارد ...نزدیک شده و با تمام صفات فرد سازگاری پیدا می کند .
این در زندگی یک زن و مرد کاملا مشاهده میشود .
در ماه عسل عاشقند ولی اگر بتوانند تا سه سال اول زندگی بعد از دیدن ضعفها ...با واقعیت کنار بیایند و به دوست داشتن روی آورند ...این از عشق ماه عسل بالاتر است .
در مورد محبت خداوند به انسانها نیز اینگونه است ....فرشتگان گفتند این فساد می کند ...خونریزه ...ما که تو را تسبیح و تحمید می کنیم ...خداوند فرمود : چیزی می دانم که شما نمی دانید ...فرشتگان از دور انسان بالقوه را می دیند و خداوند انسان بالفعل را . انسان اگر در مسیر شدنش با صداقت حرکت کند ...مورد حب خداوند قرار می گیرد .
به مقاله یکی از دوستان در ادامه مطلب مراجعه کنید :

ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 20 Oct 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
انسان کامل از ديدگاه ابن عربی و ملاصدرا  

 سيد حسين واعظی


انسان کامل بموجب کرامت و موهبت الهی, حامل اسماء و صفات اوست در نتيجه واجد کمالات اول و آخر و ظاهر و باطن گرديده و به هر چيزی داناست. البته گاهی انسان اين صفات الهی را  ملک خود دانسته و غصب می کند و «ظلوم» می گردد و چون نفهميده است که اين صفات را بايد به صاحب آن بازگرداند «جهول» می شود. پس هر کس بخواهد از اين دو صفت ظلوم و جهول خلاصی يابد بايد امانت الهی را به اهل و صاحب آن باز گرداند.


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Thu 17 Oct 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

حضرت علامه حسن زاده آملی:

مرحوم علامه طباطبایی قدس سره می فرمودند:
بزرگترین ریاضت دینداری است. لذا کاری که مرتاضان هندی انجام می دهند و بعضی قوایشان را نابود می کنند، این هنر نیست!!
هنر آن است که شهوت و غضب و سایر قوا باشند اما تحت کنترل دستورات دین وعقل قرار گیرند.


نگارش در تاريخ Sat 12 Oct 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi





شهادت امام محمد باقر علیه السلام را فرصتی برای تفکر در سخنان نورانی ان حضرت قرار بدهیم :

امام‌باقر علیه السلام فرمودند: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى کَانَ وَ لَا شَیْ‏ءَ غَیْرُهُ نُوراً لَا ظَلَامَ‏ فِیهِ وَ صَادِقاً لَا کَذِبَ فِیهِ وَ عَالِماً لَا جَهْلَ فِیهِ وَ حَیّاً لَا مَوْتَ فِیهِ وَ کَذَلِکَ هُوَ الْیَوْمَ وَ کَذَلِکَ لَا یَزَالُ أَبَدا؛[ محاسن برقی، ج۱، ص۲۴۲، ش۲۲۸ و التوحید، ص۱۴۱، ش۵٫] 



الله تعالی، در حالی که چیزى غیر از او نبود، نورى بود که تاریکی در آن نبود، راست‌گویى بود که دروغى در آن نبود، عالمى بود که جهلى در آن نبود و زنده‌ای که مرگى در آن نبود و او امروز هم، چنین است (نوری است که تاریکی در آن نیست و …) و همواره نیز چنین خواهد بود.

هدیه به روح حضرت -صلوات .



نگارش در تاريخ Tue 8 Oct 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
نگارش در تاريخ Tue 8 Oct 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
نگارش در تاريخ Tue 1 Oct 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi





تطبیق پذیری

 "" تطبیق پذیر بودن به معنای ترویج بی شکل بودن نیست
 به معنای دوری از تک شکل بودن است . ""استاد شعبانعلی عزیز .

ما در روابط بعد از ازدواج با نقشهای زیادی روبرو می شویم (پدر -شوهر -همسر و...)...مهم اینه که در یک نقش در جا نزنیم ..بلکه با توانگری و راهبرد افزایش معدل ،نقشهای دیگر را با تطبیق پذیری و سازگاری بهتر  آفرینش کنیم .ح س



...همین مساله درمورد بینش ما در زندگی نیز وجود دارد .اگر خداوند عالم تجلی نمود ...بی نهایت تجلی نمود و همه این تجلیات یکی است . ما انسانها که مظهر اراده خداوند هستیم و قلبمان ظرف تجلی صفات اوست و در واقع یک اسم و برند هستیم از صفات وجود و حیات و علم و قدرت حق ...باید زرنگ باشیم و فقط تجلی یک صفت نباشیم ...وقتی فرد مرتب میگه یا رحمن ...خب این شخص رحمن میشه و با توجه و هدف گزاری و ذره بین شدن بر این صفت و تلاش عملی نمودن ... اسم مهربان در وجودش تجلی می کنه

...و علم ادم اسما کلها....همه این اسامی به ما تعلیم داده شده (فطرتا)...باید با کمک عقل ...دوباره این اسمها را پالایش کنیم و از وجود خود ظاهر کنیم و تجلی دهیم ......خیلیها هستند که سبقت می گیرند و با سرعت از خداوند- توفیق بیشتری برای   مظهریت صفات نورانی  می شوند ...ما انسانهای معمولی خیلی هنر کنیم مظهر یک صفت میشویم ...مثلا می گوییم طرف خیلی داناست ...مظهر علم خدا ....اما عده ای با تطبیق پذیری بالا ظرف بزرگی برای  این صفات میشوند ...هم علم داره ...هم مهربانه ...هم اراده قوی ...هم سلامتی کامل ...هم جسم سالم ...هم نورانیه ...هم صبوره ..هم حلیمه ...هم عاقله ...هم عاشقه ...هم عارفه ...هم فیلسوفه ...هم ادبیات میدونه ...ظرافت ها درک می کنه ...هم هنرمنده....هم قاضیه ...هم جنگاور خوبیه ...هم فرهیخته است ...هم حاکمه .......در واقع کسی که فهمیده ...و بهش فهماندند ....که مخزن عالم هستی در دست کیه ....تلاش می کنه تا با همه این نورها و لذتها و راحتیها و علمها و خوبیها مانوس بشه ...هم فکوره ...هم اخلاقیه ...هم حکیمه ...هم اهل عمله ....این چنین انسانی در مسیر انسان کامل شدن -پیش میره ...رشد میکنه ...و با انعطاف شبیه مدل بارپا پاپا در هر موقعیتی -آن ظاهر میشود که باید بشود .
الهي، ادراك مفاهيم اسماء كه بدين پايه لذت بخش است، ادراك حقايق آنها چون خواهد بود؟

(علامه حسن حسن زاده آملی)


و به قول سعدی رحمه الله : رسد ادمی به جایی که بجز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مقام ادمیت ........
اینجا ...تازه با مرشد راه ...با اسم اعظم الهی اشنا میشه ...کسی که مظهر همه اسما الهیست و خداوند از طریق این اسما ...ربوبیت می کند ...
کتیبه فرازی از زیارتنامه امام حسین (ع)
عکس : فرازی از زیارت امام حسین ع
" ارادة الرب في مقادير اموره تهبط اليكم و تصدر من بيوتكم " اراده خدا در تقديراتش تهبط اليكم نازل مي شود به سمت شما--- و تصدر بيوتكم ---از خانه هاي شما صادر مي شود.تازه میفهمه چه زیبا صورت و زیبا سیرتی در بین ماست ...چه امام کریمی در بین ما نفس می کشد ...اوست که می تواند پنجره های دل ما را به آسمان های ملکوت عالم باز کنه ...اوست که می تواند نگاه ما را به عالم هستی و هستی افرین گره بزند ...اوست که ما را نورانی می کند ...اینجاست که توسل معنی پیدا می کند ...عاشق امام زمان بودن معنی پیدا می کند امام زمانی که خود مظهرهمه نورهای شب قدره ...و همه قدر و اندازه را می دونه و به میزان ظرفشان ...در وجودشان میریزه ...به میزان عطش و طلبشان از زیباییها ی هستی ...در وجودشان عشق میریزد و این همان معنی نصر و فتح و توفیق و هدایت الهیست ...به لطف الهی ...به مدد الهی ...امام زمان عج خلیفه خداست و ید الله است و خداوند بر خود واجب نموده تا از طریق اسباب کارها انجام شود ...امام زمان اسباب بالارفتن ما به سمت اسمان را فراهم میکند--- خداوند، در قرآن كریم می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیله.»، ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بپرهیزید، و وسیله ه­ایی برای تقرب به او بجویید .[مائده، آیه 35]-...دستگیری می کند و ما را نجات میدهد ...او بزرگترین و خاضع ترین عبد خداست ....حافظ می فرماید : زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ...ما را ز جام باده گلگون خراب کن .  اینجاست که با شور و نشاط وصف نشدنی دستانش را در دست امام می گذارد تا امام او را به مقصد برساند ....تسلیم و رضای کامل ...تا یقینا  در اثر این رضایت کامل ...وجود ما را از نور و از شراب طهور تمام کنند ...تمام تمام ....فنای فنا ....الیس الله بکاف عبده ....شراب کافی و بی نهایت مسیر ....برای عشق ورزیدن ....به قول حافظ شیراز : منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن ....منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن ...وفاکنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم ...که در طریقت ماست کافری رنجیدن ....اینجاست که امام داشتن و دیدن این وجود با برکت و خلیفه خداوند ...ما را واله و حیران خودش می کند . اینجاست که  ...سلمان و اباذر را درک میکنیم ....اینجاست که عبادات را میفهمیم ...اینجاست که خلقت را میفهمیم ...اینجاست که هویت را میفهمیم...اینجاست که عبودیت را درک میکنیم و اینجاست که همه چیز ش عوض میشود و در یک محور مختصات بزرگتر ...در یک ظرف یزرگتر ...توجه می کند و هدایت می یابد ...و هدوا الی الطیب من القول و هدوا الی صراط  الحمید . 
مقام ادمیت وانسان شدن  یعنی ظرف اراده حق شدن ...یعنی توفیق اسم الله شدن ...عندالله شدن ..جنب الله شدن ...وجه الله شدن ...یعنی مظهر صفات خدا شدن ....حد این ظرف بی نهایت بزرگه ....و اصلا رسیدنی و حدی ندارد . اصلا به رسیدن فکر نمی کند چنین انسانی ...از بس غرق نعمت و لذت است ....انسان فرهیخته ...عاشقه ...عاشق ظاهر شدن هویت خودش ....هویت ما در اصل اوست...او که ظاهر است ...حاضر است ... باطن است...اول است ...اخر است .......چنین انسانی  تلاش میکنه تا علم بدست بیاره ...از وقتش بهترین بهره را می بره ...کتاب می خونه ....فکر می کنه ....برای زندگی خوب زحمت میکشه .انا لله  و انا الیه راجعون .....ما فقط هستیم ...همین ...در حد یک اسم در عوالم وجودی ....و در این عالم در حد یک مخلوق گوشتی که تمام امکانات گیرندگی نسبت به تمام خوبیها در او وجود دارد -از قلب و قدرت فکر کردن تا نفس و روان و اخلاق و عبادات و تا جسم و حرکت و خوردن و خوابیدن .
قرار نیست ما همیشه مهربان باشیم ...گاهی باید مظهر قهر خدا باشیم و بشویم قاهر ...جبار ....جالب اینجاست که در همین اسمها ...باید تواضع کرد ...کرنش کرد ....چنانکه امام  علی علیه السلام  به فضل الهی غنی بود ....کبیر بود ....عزیزبود ....ولی در مناجات مسجد کوفه با تمام وجودش ...ظرف عطش می شود برای همین اسمها ....با فقیرانه ترین حالت می گوید : انت الغنی و انا الفقیر ....انت الکبیر و انا الصغیر ....این نشان میدهد که بعضی از اسمها ...ظرف اسمهای بزرگ اند .....فقیر در برابر غنی .....اوج معرفت نفس همین کلمات حضرت امیر ع در همین مناجات مسجد کوفه است ....چه شکوهی در این اسما هست ....با گفتن انا الفقیر در برابر خداوند عالم ....شما غنی میشوید ....اگر با صدق قلب و  تمام وجود و با کار علمی و فکری گفته شود..و لو تعلمون علم الیقین لترون الجحیم ..."اگر با کار علمی و تفکر به یقین رسیدند ...جهنم را خواهند دید ...تاریکی را پوچ و عبث خواهند دید .....چنین ظرفی را خداوند عاشق است ....فرمود : قل ان کنتم تحبون الله فیتبعونی ....یحببکم الله ....اگر مرا عاشقید .....شبیه محمد ص- ظرف اراده و صفات من شوید ....فقیر در خانه من شوید تا شما را عاشق شوم-- ....تا شما آن شوید که باید بشوید ....انتم الفقرا الی الله ---
قرآن کریم در حق رسول اکرم فرمود: «لو أنّهم اذ ظلموا أنفسهم جاؤک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما»، و اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم می­کردند.به نزد تو می­آمدندو ازخدا طلب آمرزش می­کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می­کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می­یافتند.[نساء 64]......حسن سهرابی
نگارش در تاريخ Fri 13 Sep 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi




یکی از اصحاب امام رضا (ع) از آن حضرت پرسید: یک مردى بعضى از فرزندانش را بر بعضى برترى می دهد و یا یکى را از دیگرى بیشتر دوست مى دارد. آن حضرت فرمود: «آرى، حضرت صادق (ع) نیز این طور رفتار می کرد و به محمد علاقه بیشترى نشان می داد، و حضرت موسى بن جعفر (ع) نیز به احمد علاقه داشت و او را بر دیگر فرزندانش فضیلت می داد». آن شخص می گوید: هنگامى که از جاى خود برخاستم عرض کردم: قربانت گردم مردى دخترش را از پسرش بیشتر دوست دارد؟ آن حضرت فرمود:

«دختر و پسر با هم مساوى هستند».



بنابر این، از روایات فهمیده می شود:

 1. تفاوت میان فرزندان به جهت مزیّت و فضیلت اخلاقی و معنوی اشکال ندارد؛

 2. دختر یا پسر بودن فرزند مزیّت به حساب نمی آید؛ زیرا از جهت فرزند بودن مساویند.


نگارش در تاريخ Wed 11 Sep 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


 

ما آدمها هم  تلاش می کنیم ولی خداوند در آیه ۷۹ سوره نسا میفرماید :

ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِکَ 

هر چه از انواع نیکویی به تو رسد از جانب خداست و هر بدی رسد از خودِ توست .

خوبیها از خداست و بدیها از من ؟

سوال :

 این مساله با بحث اختیار و قضا و قدر چگونه سازگاره ؟

بهترین جواب :

زمین به دور خویش می چرخد .زمانی که رو به خورشید است روشن است و نورانی و قسمت دیگر زمین تاریک و شب ...در عین حال زمین هم گرد خویش میچرخد و هم گرد خورشید .

ما آدمها نیز هر روز تلاش می کنیم ...تا در مسیر مستقیم پا میگذاریم مثل روز روشنیم و از ذات صمد پروردگار نور می گیریم وشارژ میشویم ...وقتی افسرده و مادی می شویم دشارژ میشویم و تاریک و شب .

ح س

نگارش در تاريخ Wed 28 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

وقتی به آدرس ذیل رفتید ...دانلود رایگان را کلیک کنید ...

سپس دکمه """ایجاد لینک دانلود""" را کلیک کنید

و دکمه دانلود را بزنید .


کلیک کنید 



اگر نشد این لینک سریعتر است

نگارش در تاريخ Wed 21 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
رسول خدا ص فرمود:

در یک سطح زندگی کنید تا دل های شما در یک سطح قرار بگیرد.

با یکدیگر در تماس باشید تا به هم مهربان شوید.





منبع : http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/78202

نگارش در تاريخ Thu 15 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi




آن ماری شیمل کتابی دارد به عنوان محمد رسول خدا و گشته اند و دیده اند مسلمین در اثر داشتن نبی اکرم چه کارها کرده اند. من این کتاب رو توفیق داشتم در سفر زیارتی ام به مدینه در چند روزی که آنجا بودیم خواندم. داستانی امشب از آن کتاب به خاطرم آمده که تعریف کردنش خالی از لطف نیست. ایشون تعریف می کنند که کسی در مدینه فقیر بوده است. پرفسور شیمل این را تعریف می کند در تبیین میزان عشق مردم به پیامبر. این آقای فقیر هر میوه ای که در مدینه نوبر میامده او میخریده و دم منزل پیامبر می داده و به میوه فروش هم می گفته پیغمبر حساب می کند. مدتی می گذرد و میوه فروش با خودش کلنجار می رود و بعد از مدتی در منل ایشان میرود برای حساب میوه ها. پیغمبر هم متعجب می شوند و نهایتا فرد فقیر را پیدا می کنند و او به پیامبر می گوید: من که پولی ندارم بخرم خودم برایتان بیاورم. دلمم نمیاید کسی قبل از شما بخورد.

فقط اگر عاشق شده باشید می فهمید طرف چی کشیده است. این که قبل از او دوست نداریم کسی میوه نوبر را بخورد. پیامبران میامدند و در زندگی ما انسانها چراغی بر می افروختند و سعی می کردند ما را به بهشت هایی بهتر راهنمایی کنند . آنچنان زیستنی،  سبب می شد که اقیانوسی از عشق که به مولوی ها و ابن عربی ها و سعدی ها و حافظ ها رودخانه اش از آن رسیده است، در وجود آنها باشد. کسانی که ما در فرهنگ این دیار آنها را دیده ایم. در دنیایی که باید ببینیم ....


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Wed 14 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


 حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر

ای مالک!
اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی،
فردا به آن چشم نگاهش مکن،

شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی


 
 

خواجه عبدالله انصاری فرمود:

 

بدانکه، نماز زیاده خواندن، کار پیرزنان است

و روزه فزون داشتن، صرفه  نان است

و حج نمودن، تماشای جهان است.

اما نان دادن، کار مردان است.

 

 

 

نگارش در تاريخ Mon 12 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi




100%
 
زندگی کنید



حقیقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند !!!
اگر



A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26


(تلاش سخت ) Hard work
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%
*


(دانش ) Knowledge
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%
*


(عشق ) Love
L+O+V+E
12+15+22+5=54%
*


خیلي از ما فکر میکردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟ !!!
پس چه چیز 100 % را میسازد؟؟؟
(پول ) Money
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%
*


(رهبري ) Leadership
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%
*


پس براي رسیدن به اوج چه کنیم؟
(نگرش ) Attitude
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%
*

اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنیم زندگي 100 % خواهد شد .
نگرش همه چیز را عوض میکند، نگرشت را عوض کن همه چیز عوض میشود.

منبع :    www.mybook.ir
نگارش در تاريخ Mon 12 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


ماهیت فرشته و ملائک و جن



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Mon 12 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

ولو استقاموا علی الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا (سوره مبارکه جن آیه 16)

حضرت امام باقر علیه السلام  در ذیل آیه ((و ان لو استقاموا علی الطریقة لاسقیناهم ماء غدقا))

""اگر مردم در راه درست پایداری ورزند

قطعا آب گوارایی بدیشان نوشانیم ""


فرمودند :((دل های آن ها را مشروب از ایمان بکنیم و    کلمه  طریقه دراین  آیه::::  ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام و اوصیای ایشان است))*.




متن حديث
( الإمام الباقر عليه السلام ) ” لو استقاموا على ولاية علي بن أبي طالب أمير المؤمنين والأوصياء من ولده عليهم السلام ، وقبلوا طاعتهم في أمرهم ونهيهم لأسقيناهم ماء غدقا ، يقول : لأشربنا قلوبهم الايمان ، والطريقة هي الايمان بولاية علي والأوصياء “
ترجمه حديث
مصادر
المصادر :
 * : الكافي : ج 1 ص 220 ح 2 – أحمد بن مهران ، عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني ، عن موسى بن محمد ، عن يونس بن يعقوب ، عمن ذكره ، عن أبي جعفر عليه السلام في قوله تعالى : وأن لو استقاموا على الطريقة لأسقيناهم ماء غدقا ، قال : – وفي : ص 419 ح 39 – آخره بنفس السند .


نگارش در تاريخ Sun 11 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

پناهیان: آیا مبارزه با علائق، باعث عقده‌ای شدن نمی‌شود؟



یک خواسته دیگر را تقویت کن تا از این خواستۀ بد خلاص شوی.
مبارزه با نفس، آدم را عقده‌ای نمی‌کند؛ چون با پرداختن به یک علاقۀ خوب، با یک علاقه بد مبارزه می‌کنی.


تنها وسیلۀ مبارزه با علاقه‌های بد، علاقه‌های خوب است.

هر قدر مبارزه با هوای نفس بهتر انجام شود، محبت اهل بیت(ع) هم بیشتر می‌شود و هر قدر محبت اهل بیت(ع) را افزایش دهی، قدرت مبارزه با هوای نفس افزایش پیدا می‌کند.فقط کاری نکنیم که روز قیامت شرمنده اباعبدالله الحسین(ع) بشویم که خدا بفرماید آیا حسین(ع) من آن‌قدر نمی‌ارزید که بیش از این او را دوست داشته باشی؟ چرا اجازه ندادی دلت را کامل ببرد؟! ...



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 4 Aug 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


امام رضا علیه السلام :

ان الایمان افضل من الاسلام بدرجه, والتقـوى افضـل مـن الایمان بدرجه و لم یعط بنوا آدم افضل من الیقین.

ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.

منبع :http://metfa.com/?p=483


یعنی اول اسلام ...بعد ...ایمان...سپس ...تقوا...و درنهایت ...یقین و شهود...

این حدیث فوق العاده است ...فکر کنید...برای تفسیر عرفانی آن به سایت ذیل مراجعه نمایید .

http://faryad.epage.ir/fa/module.content_Page.27-02-02-01-01.html

نگارش در تاريخ Tue 30 Jul 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

قسمتی از وصیت نامه مولانا (مولوی )

 

 قله المنام و الطعام و الکلام اندکی صحبت و خواب و خوراک.

دو امر دیگر نیز افزود:

  • تحمل جفای خلق که به معنی سکوت در برابر ظالم نیست
  •   شفقت بر خلق
نگارش در تاريخ Sun 28 Jul 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


متن سخنرانی مرحوم مهندسی در رایزنی فرهنگی ایران در پاریس
(89/06/13)




ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Thu 25 Jul 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

http://www.ibelieve.ir/wp-content/uploads/2013/05/p842.jpg

نگارش در تاريخ Sat 13 Jul 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

"فرانسیس بیکن از ما سوالی فلسفی  در باب برهان حرکت در براهین اثبات خداوند میپرسد که  چگونه ذاتی که متحرک نیست ، عالمی متحرک میسازد ؟ جوابش سخت نیست ، شما یک جفت چشمان زیباروی بیارید لب یک پنجره و بگید بنشیند ، آنگاه ببینید همه محله و شهر بعد از یکساعت بهم میریزد! اینگونه یک وجود ثابت ، کلی تحرک ایجاد میکند !."......................کتاب باغ دل از الهی قمشه ای



وای چه کرده با این جواب ......

شما یک خال مشکی هم بگذار روی صورت ان زیبا رو ...چه شود ...(اشاره به شیطان )

حافظ می گوید : ای که از کوچه معشوقه ما می گذری .....بر حذر باش که سر می شکند دیوارش ...

نگارش در تاريخ Sat 29 Jun 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

امام موسی بن جعفر (ع) فرمودند:در آسمانها و زمین چیزی بوجود نمی آید

مگر بواسطه ی هفت چیز: (1)قضا،(2) قدر،(3) اراده،(4) مشیت،(5)کتاب،

(6) زمان،(7) اذن.



نگارش در تاريخ Sun 2 Jun 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

اسم اعظم






مردم ازجهالت می گردند دنبال اسم اعظم وپیداهم نمی کنندبه تصوراینکه اسم اعظم یکی ازهمین هزارویک اسمی است که برای خداوندبرشمرده اندکه خاصیت هایی دارد مثل زنده کردن مرده و برآوردن حاجت ،و فکر میکنند که این خاصیت ها مال آن اسم است،وچه بسیار جستجوها که به ثمر نمیرسدچون اصل جستجوباطل است ،مانند اینکه کسی یارش رادرآسمان گم کرده باشدولی بجای آسمان تمام زمین رادنبال اوبگردد.چه بسیارجستن ها ازاین نوع است که آنجاکه نبایددنبال می گردندچون اصل ماجرارادرنیافته اند که خاصیت ها مال اسم ها نیست بلکه اسم اعظم دل انسان است وقتی که شفاف وصیقلی میشودوعکس جمال الهی درآن آشکارمیشود.

شفا


اگرماثروتمندشويم وشاد وخوش وخرم شويم شفا پيدامي كنيم، 99درصدبيماريهاي جسماني محصول بيماريهاي رواني است،عامل اصلي بيماري اينست كه آدم ازخودش راضي نيست وشب كه مي خواهدبخوابدباطنش از اومي پرسدكه امروزچه كار كردي ؟دل چه كسي راخوش كردي؟چه كسي راامروزشادكردي ؟خانم اميلي برونته مي گويدشب كه مي شود كارهايت را بگذارروي ميز،اگرديدي دربين آنها يك لبخندي هست كه مثل يك خورشيدتابيده ودل يكي گرم شده ،آن روزت راباطل نكردي؛دارايي انسان شاديهايي است كه توليدكرده وازآن شاديهاست كه به انسان شادي مي دهندولذت مي دهندوبركت پشت بركت به انسان مي رسد


الهی قمشه ای
http://www.ghomshei.ir/#


بسم الله الرحمن الرحیم
.................هنگامي که ربا، با چنگ زدن به حيله‌هاي شرعي، جايز شمرده شود و درآمد افراد بر ربا دادن يا رباگرفتن استوار باشد، اختلاف در جامعه فراگير مي شود، برکت از اموال مردم مي‌رود، دعاي افراد مستجاب نشده و توسّل نيز تأثير به سزا نخواهد داشت. مردم در چنين وضعيتي پول و درآمد دارند، اما پول آنان برکت ندارد و صرف گناه و تجمّل‌گرايي می­شود و پروردگار عالم آن جامعه را غضب می­کند.
در ابتداي دعای کمیل از خداوند درخواست مي‌کنيم گناهاني که مانع استجابت دعا يا موجب نزول بلا مي‌شود را بيامرزد.
«... اغفر لي الذنوب التي تحبس الدعاء اللهم اغفر لي الذنوب التي تنزل البلاء...»[4]
اين بدان معناست که گناهان اجتماعي، بلاهاي اجتماعي را در پي خواهد داشت. امام رضا «سلام‌الله‌عليه» مي‌فرمايند:
«كُلَّمَا أَحْدَثَ الْعِبَادُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَعْرِفُونَ»[5]
خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد: یا رسول الله ملّتی را مثال بزن که از نعمت‌ها و برکات الهي برخوردار بودند، در امنيّت کامل به سر مي‌بردند و از آسمان و زمین برای آنان رحمت و نعمت می­بارید. امّا گناه کردند و امنیّت آنان به ناامنی و نعمت‌هايشان به نقمت مبدّل شد.
«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ»[6]
سپس مي‌فرمايد: خداوند آنان را گرفتار نکرد، بلکه اعمال خودشان برکت، امنيّت و رفاه را برد و بی‌برکتی و گرفتاري براي آنان پديد آورد.«بِما كانُوا يَصْنَعُونَ»
رحمت امام حسین«سلام‌الله‌عليه» و برکات عزاداري و توسّل نيز از ملّتی که مرتکب گناهان اجتماعي شده و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، قطع می­شود. جامعه‌اي که افراد آن به نماز اهمیّت ندهند و به همدیگر رسیدگی نکنند، دروغ، ريا و تظاهر در بين آنان رايج باشد، ايثار، گذشت، صداقت، امانت‌داري، وفاي به عهد و ساير فضايل حسنۀ اخلاقي را فراموش کرده باشند و به رذايل ناپسند اخلاقي رو آورده باشند، آن جامعه نمی‌تواند از آثار توسّل و از رحمت اباعبدالله الحسین«سلام‌الله‌عليه» بهره‌مند گردد. در واقع چنين ملّتي يک سدّ محکم در برابر نزول رحمت الهي ساخته‌اند و اجازه نمي‌دهند برکات ناشي از توسّل به اهل بيت«سلام‌الله‌عليهم» از آن سد عبور کند........................


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 19 May 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi



آقای رضا میرکریمی(کارگردان فیلمهای سینمایی :




دیدار با رهبری در هواپیمای عمومی!

به گزارش خبرگزاري فارس محمدرضا سرشار در سايت شخصي خود؛ خاطره‌اي از ديدار رضا ميركريمي- نويسنده و كارگردان سينما - با رهبر انقلاب را نقل كرده است:

حدود دو سال پيش، در سفري به مشهد، با آقاي رضا ميركريمي - نويسنده و كارگردان سينما - همراه شديم. در راه، صحبت از ساده زيستي رهبر انقلاب - حضرت آيت‌الله خامنه‌اي - شد. آقاي ميركريمي خاطره‌اي از رهبر معظم انقلاب تعريف كرد كه بسيار جالب و روشنگر بود. به نظرم رسيد بيان آن، براي ديگران نيز بتواند روشنگر برخي مطالب باشد.

آقاي ميركريمي مي‌گفت(نقل به مضمون):

"هر وقت در جريان كار و زندگي زياد به من فشار [رواني ] وارد مي‌آيد، در هر مرحله‌اي كه باشم، همه چيز را رها مي‌كنم و - گاهي از همان سر كار - تلفني به خانه مي‌زنم و يك راست به فرودگاه مي‌روم. همان جا بليطي تهيه مي‌كنم و عازم مشهد مي‌شوم. آنجا زيارتي[و درد دلي] با امام رضا (ع) مي‌كنم و آرام مي‌شوم، و برمي‌گردم.

يك بار - در يكي از همين سفرها - توي هواپيما نشسته بودم و در خودم بودم كه ديدم در قسمت جلو هواپيما انگار وضعيت متفاوتي است. به اين معني كه، كساني را مي‌ديدم كه از جاهاي مختلف هواپيما، يكي يكي به قسمت جلو مي‌رفتند. آنجا كنار يكي از صندلي‌ها مي‌نشستند. با شخصي كه روي آن صندلي نشسته بود چيزهايي مي‌گفتند و مي‌شنيدند. بعد، خوشحال و راضي، برمي‌گشتند و سر جايشان مي‌نشستند.

كنجكاو شدم بدانم قضيه چيست. از يكي از كساني كه از آنجا برمي‌گشت، موضوع را پرسيدم. گفت: كسي كه آنجا نشسته، مقام معظم رهبري است.

هم بسيار تعجب كردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپيما رفتم و از فردي كه معلوم بود محافظ است پرسيدم: مي‌شود رفت، با آقا صحبت كرد؟

گفت: بله. قدري صبر كن تا كسي كه پهلوي آقاست، صحبتش تمام شود.

از فرصت استفاده كردم و پرسيدم: چرا آقا با پرواز عمومي به مشهد مي‌روند؟!

گفت: آقا فقط سفرهاي رسمي دولتي را با پرواز اختصاصي مي‌روند. سفرهاي شخصي [كه عمدتا هم سفر زيارتي به مشهد است ] را مثل همه مردم، با پروازهاي عمومي مي‌روند.

پرسيدم: يعني مي‌روند برايشان بليط هم مي‌خريد؟!

گفت: بله. مثل همه مسافرهاي معمولي، برايشان بليط مي‌خرند. بدون اطلاع يا تشريفات خاص، مي‌آيند سوار هواپيما مي‌شوند و راهي مي شوند. تازه توي هواپيماست كه خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ايشان مي‌شوند.

صبر كردم تا صحبت نفر قبلي تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفي كردم و .... "

با خود گفتم: از كسي كه عمري را به سادگي و با حداقل امكانات مادي زيسته و اكنون رهبري انقلابي‌ترين نظام‌هاي سياسي - و البته مذهبي - جهان را بر عهده دارد، جز اين همه ملاحظه و دقت در استفاده از بيت‌المال و قائل شدن مرز و تفاوت بين كار شخصي و كار حكومتي نيز انتظار نمي‌رود. كاش ديگر مسئولان نظام، خاصه آنان كه اين لباس مقدس را - كه در حقيقت لباس رسول اكرم (ص) است - بر تن دارند هم، لااقل نصف ايشان، در رعايت مسائل مالي و امكانات بيت‌المال، خدا را در نظر مي‌گرفتند و تقوا مي‌ورزيدند.


منبع : فیلم رهبر  فرزانه انقلاب در پرواز عمومی به سمت مشهد
http://www.aparat.com/v/1xAbK
نگارش در تاريخ Tue 14 May 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


همه می گیم امام رضا دوستت داریم ...

ولی نشد یک بار حرف امام را گوش کنیم . این مطلب را را با هم بخوانیم .ح س



ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sat 20 Apr 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi



وقتی میریم از یخچال یه ظرف کیک بر میداریم بخوریم و فرضا فاسد باشد ، کپک را میبینیم و نمیخوریم ( بینایی تیز )

اگر فرضا به علت تاریکی یا حواس پرتی نبینیم، باز امید هست که با داشتن بویایی سالم بتوانیم بفهمیم که تعفن را نبلعیم


اگر زکام داشته باشیم و بویایی مون تعطیل باشه ، شاید گوارش سالمی که واسمون مونده باشه کمک کنه که غذای فاسد را پس بزنیم

و اگر گوارشمون تعطیل باشه دیگه چاره ای نمیمونه جز پذیرش فساد در تمام خون و بعدش خلاص !

اینها مراتب آگاهی است.

.وقتی پای حرف کسی میشینیم باید چشمانمون باز باشه ( فلینظر الانسان الی طعامه )


یا قدرت هاضمه ما امید داریم که حرف را سبک سنگین کنیم که به هاضمه ما بخوره . بعضی حرفها اگر سنگین تر از عاقله ما باشه شر میشه برامون…

بعضی ها هر حرفی را بدون پذیرفتن مسوولیتش یا تحلیل به موقعش ، گوش میکنند بعدش مسموم میشوند …دکتر شیری  

نگارش در تاريخ Mon 8 Apr 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi


مرحوم شیخ  حسنعلی نخودکی بر خواندن نمازهای روزانه در اول وقت تأکید بسیار داشت و این نخستین وصیت او به فرزند خویش بود. این عارف حقیقی می‌گفت: اگر آدمی یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، «هَبَاء مَّنثُورًا» خواهد شد. (اشاره به آیه 23 سوره فرقان و به معنای پراکنده‌شدن ذرات غبار در هوا)


جناب شیخ فرزندش را بر تهجد و نماز شب سفارش می‌کرد و می‌گفت: «بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده‌ام، به برکت بیداری شب‌ها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری (فرزندان) ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.»

نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می‌خواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!

شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است.

نگارش در تاريخ Mon 25 Feb 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

 

علّامه آسیّد محّمدحسین حسینی طهرانی - که شاگرد آسیّد هاشم حداد بودند - فرمودند: یک نفر را به آسیّد هاشم حدّاد معرفی کردیم، وقتی ایشان پیش آقا رفت، آقا با ما تماسی گرفتند و فرمودند: ظاهراً هنوز چشم بصیرت پیدا نکرده‌ای. ما هم گفتیم: آقا! همین‌طور است، ما که چشم بصیرت نداریم. فرمودند: داشته باش، داشته باش، به جدّت داشته باش (دو مرتبه و سه مرتبه فرمودند: به جدّت داشته باش).

بعد فرمودند: چرا این شخص را آوردی؟! گفتم: آقا! چرا می‌گویید؟ مگر بد است این‌ها بیایند دنبال مطالب خیر باشند؟ فرمودند: من که چیزی نیستم، اگر آقای قاضی و ملّاحسینقلی همدانی هم بودند، او را نمی‌توانستند به آن چیزی که تو می‌خواهی، یعنی عارف تبدیل کنند.

گفتم: آقا برای چه؟ فرمودند: برای اینکه او یک خصلتی دارد که با این خصلت، هیچ کس نمی‌تواند او را عوض کند و آن، این است: اگر کسی به او بدی کرد، تا آن بدی را چند برابر به بدی (نه خوبی) جبران نکند، دست‌بردار نیست! آن‌وقت چنین کسی می‌تواند اهل خیر شود؟!

اگر می‌خواهیم اهل خیر باشیم، اخلاق الهی می‌طلبد و باید این‌ طور شویم که فرمودند: «وَ إِنْ أُسِی‏ءَ إِلَیْهِ أَحْسَنَ» یعنی نیکو رفتار باشد. اگر کسانی در یک مسئله شخصی، به او بد کردند یا ظلم کردند، او در مقابل نه تنها بدی نکند، بلکه نیکی کند. امّا اگر این‌ مسئله عامل شود برای اینکه به دین ضرر بزند، آن‌ جا دیگر باید جلویش را گرفت. پس اگر عامل شود برای این ‌که تشکیلات دینی بخواهد ضربه بخورد، آن‌جا باید گوشمالی‌اش داد امّا در موارد فردی و شخصی، باید برعکس باشد. پس یکی از نشانه‌های اهل خیر این است اگر به وی بدی شود، ببخشد و حضرات معصومین این‌طور دارند برایمان تبیین می‌فرمایند.

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 24 Feb 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
در روایتی پیامبر(ص ) از جبرئیل می پرسند: «ما التوکل علی الله عزوجل ؟ فقال : العلم بان المخلوق لایضر و لاینفع و لایعطی و لایمنع و استعمال الیاس من الخلق فاذا کان العبد کذالک لم یعمل لاحد سوی الله و لم یرج و لم یخف سوی الله و لم یطمع فی احد سوی الله فهذا هو التوکل ؛ توکل برخدای عزوجل چیست ؟ جبرئیل عرض کرد: علم داشتن به این که مخلوق نه زیانی می رساند ونه سودی می بخشد و نه می دهد و نه باز می دارد و به کار گرفتن یائس از خلق (یعنی آن یائس باطنی (ناامیدی) را که نسبت به مردم دارد در عمل و خارج نشان دهد)پس هر گاه بنده چنان باشد برای احدی غیر از خدا کار نمی کند و جز خداامید ندارد و از غیر او ترسی ندارد و در احدی غیر از خدا طمع ندارد این همان توکل است در تمام این فقرات توکل به معنای لازم آن گرفته شده است مثلا" وقتی انسان علم دارد که مخلوق نه ضرری می رساند و نه سودی می بخشد که فقط بر خدای تعالی اعتماد داشته و کارش را به او واگذار کرده (2) پس توکل بر خدا یعنی اعتماد کردن بر خدای تعالی و واگذار کردن کار به او و تسلیم اراده و مشیت او بودن و هیچگونه اعتماد و تکیه نداشتن و استقلال ندادن به اسباب غیر از مسبب الاسباب یعنی حضرت حق تعالی . البته واضح است ک معنای توکل آن نیست که انسان به دنبال اسباب کار نرود زیرا تمامی کارها با اسباب انجام می گیرند ولی فقط باید بداند که اسباب از خود چیزی نداشته و هرگز مستقل نمی باشند و تنها تکیه گاه خدای تعالی می باشد.
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 17 Feb 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
آیت الله جوادی املی در دیدار جمعی از محققین و پژوهشگران از کشورهای مختلف جهان، که در بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسرا برگزار شد، طی سخنانی به تشریح جایگاه عقل در آموزه های وحیانی پرداختند و اظهار داشتند: جريان عقل دور از هويت انسان نيست چرا که عقل در درون هويت ماست
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sun 27 Jan 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
نگارش در تاريخ Thu 24 Jan 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi

 

 بود شاهی در زمانی پیش از این- ملک دنیا بودش وهم ملک دین - اتفاقا شاه روزی شد سوار- با خواص خویش از بهر شکار - یک کنیزک دید شه بر شاهراه - شد غلام آن کنیزک پادشاه ! - مرغ جتنش در قفس چون می تپید - داد ملک و آن کنیزک را خرید - چون خرید او را و برخوردار شد- آن کنیزک از قضا بیمار شد...

به زبان بنده :

 پادشاهی عاشق دخترک زیبایی شد . وقتی دختر را به قصر بردند و خدمه و غلامان را در خدمت خود دید ...ناگهان حالش بد شد و تب نمود ....هر چه کردند خوب نشد ....پادشاه به مناجات و نذر پرداخت تا اینکه در سجده خوابش برد ...به او گفتند که هاتفی حکیم و عاقل را خواهی دید و مشکلت را حل می کند ....بیدار که شد هاتف را دید ....عاقلی نورانی ....ماجرا را چون شنید همه را از اتاق دخترک بیرون نمود و نام شهر ها ی مختلف را بر زبان راند ...تا اینکه گفت سمرقند ...گونه های دختر قرمز شد و بر خواست و نشست ....عاقل نام مردان و شغلهای مختلف را بر زبان جاری ساخت تا رسید به اصغر زرگر ...دختر ایستاد و لبخند زد ....دخترک عاشق اصغر زرگر بود و عشق اصغر اورا بیمار ساخته بود ....عاقل به پادشاه گفت که زرگر را بیاورند و به عقد دخترک در بیاورند ...پادشاه گفت : کار سختی است و من دختر را بسیار دوست دارم ولی اگر حکمت شما اقتضا می کند برای سلامتی دخترک این کار را می کنم ....زرگر را اوردند و به نکاح دخترک در اوردند ....۶ ما ه گذشت و این دو با هم صفا نمودند ....عاقل تصمیم گرفت که هر روز شربتی در غذای زرگر بریزد ...زرگر هر روز زشت تر و شکسته تر می شد و اثرات شراب خودش را نشان می داد ...دختر ک بعد از مدتی زشتی زرگر را توجه نمود و دید و با خود گفت : چه پادشاهی عاشقم بود و چه زشتی انتخاب نمودم ...خبر پیش پادشاه بردند و ....

پادشه در این داستان  نقش خدای مهربان است . دخترک زیبا رو نقش انسان است و اصغر زرگر نقش دنیا ست .....عاقل حکیم نیز عقل است . ما انسانها معشوقه خدا بودیم ...به فرشته ها و خدمه و غلامان درگاهش گفت که در پای ما سجده کنند ولی از انجا که قسمتی از وجود ما خاکی بود عاشق دنیای کوچک و اصغر شدیم ...عقل زشتی دنیا را به ما نشان می دهد و توجه ما را به پادشاه عالم بر می گرداند ... باید زندگی کرد ...و نیاز هم نیست که  دنیا را کنار بگذاریم ...بلکه باید در کنار این بودن ...توجه و ذکر ما به او باشد ...او که به ذات خود قائم است ...او که به ذات خود نورانیست ....او که بی نیاز است و از سر بی نیازی ناز دارد .....ما باید ناز خر او باشیم .....و همین الان توجه و ذهنیت و سبک زندگی خود را به سمت او برانیم .....الدنیا مزرعه الاخره ....در این مزرعه عشق و لقا و امید بکاریم تا در همین عالم با جمال او روبرو شویم .با چشم قلب ...با بصیرت عقل ....عقل را دادند تا زشتی عالم را ببینیم و فنای دنیا را و قلب را دادند تا در این قلب مزرعه سر سبزی از عشق ورزی به خدای مهربان بکاریم ....باشد که عطر این قلب .....مشتاق کننده دیگران شود برای ملحق شدن به این راه ....شیطان در عالم ملکوت حضرت آدم ع را به عمر جاودانه فریفت ....اگر ما در ملکوت بودیم (که بودیم )با چه چیزی باعث هبوط خود می شدیم ...با استعلا و تکبر ...با شهوت ...با مال ....با خود پرستی ...با لذت ...هر کدام که باشد باید با زشتی ان روبرو شویم و هر چه سریعتر به ملکوت عالم توجه کنیم ....ربنا ما خلقت هذا باطلا ...سبحانک فقنا عذاب النار . حسن سهرابی

 

همین داستان از آقایی بنام رعایایی : ...ادامه مطلب

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ Sat 5 Jan 2013 با انتخاب حسن سهرابی hasan sohrabi
مجاهد سالک حضرت آیة الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی 

تصویر ثابت